مصرع نخست · شماره 7
توانگران را وقف است و نذر و مهمانی
شاعرسعدیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 4
جدال سعدی با مدعی در بیان توانگری و درویشی
# - 5
یکی در صورت درویشان نه بر صفت ایشان در محفلی دیدم نشسته و شنعتی در پیوسته و دفتر شکایتی باز کرده و ذم توانگران آغاز کرده سخن بدین جا رسانیده که درویش را دست قدرت بسته است و توانگر را پای ارادت شکسته. مرا که پرورده نعمت بزرگانم این سخن سخت آمد گفتم ای یار توانگران دخل مسکینان اند و ذخیره گوشه نشینان و مقصد زائران و کهف مسافران و محتمل بار گران بهر راحت دگران.
# - 6
دست تناول آنگه به طعام برند که متعلقان و زیر دستان بخورند و فضله مکارم ایشان به ارامل و پیران و اقارب و جیران رسیده
# - 7
توانگران را وقف است و نذر و مهمانی
انتخابشده - 8
زکات و فطره و اعتاق و هدی و قربانی
# - 9
خداوند مکنت به حق مشتغل
# - 10
پراکنده روزی پراکنده دل
#