نثر · شماره 7پایانشاعرسعدیاثربخش ۱۰۰ - تمام شدکتاب گلستان والله المستعان به توفیق باری عز اسمه. درین جمله چنان که رسم مولفانست از شعر متقدمان به طریق استعارت تلفیقی نرفت. غالب گفتار سعدی طرب انگیزست و طیبت آمیز و کوته نظران را بدین علت زبان طعن دراز گردد که مغز دماغ بیهوده بردن و دود چراغ بی فایده خوردن کار خردمندان نیست ولیکن بر رای روشن صاحب دلان که روی سخن در ایشان است پوشیده نماند که در موعظه های شافی را در سلک عبارت کشیده است و داروی تلخ نصیحت به شهد ظرافت بر آمیخته تا طبع ملول ایشان از دولت قبول محروم نماند....قالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.4بر رسولان پیام باشد و بس#5و اطلب لنفسک من خیر ترید بها #6من بعد ذلک غفرانا لکاتبه#7پایانانتخابشدهدربارهٔ این سطرسطر شماره 7 از «بخش ۱۰۰ - تمام شدکتاب گلستان والله المستعان به توفیق باری عز اسمه. درین جمله چنان که رسم مولفانست از شعر متقدمان به طریق استعارت تلفیقی نرفت. غالب گفتار سعدی طرب انگیزست و طیبت آمیز و کوته نظران را بدین علت زبان طعن دراز گردد که مغز دماغ بیهوده بردن و دود چراغ بی فایده خوردن کار خردمندان نیست ولیکن بر رای روشن صاحب دلان که روی سخن در ایشان است پوشیده نماند که در موعظه های شافی را در سلک عبارت کشیده است و داروی تلخ نصیحت به شهد ظرافت بر آمیخته تا طبع ملول ایشان از دولت قبول محروم نماند....» است.سطر پیشینمن بعد ذلک غفرانا لکاتبه→