مصرع دوم · شماره 4تا مانده نشد مرغ نداند خطر بالشاعرکساییاثردرد پیریقالبسایردر متن شعرسطرهای پیرامونبرای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.1از عمر نمانده ست بر من مگر آمرغ#2در کیسه نمانده ست بر من مگر آخال#3تا پیر نشد مرد نداند خطر عمر#4تا مانده نشد مرغ نداند خطر بالانتخابشده5ای گمشده و خیره و سرگشته کسایی#6گواژه زده بر تو امن ریمن و محتال#دربارهٔ این سطرسطر شماره 4 از «درد پیری» است.سطر پیشینتا پیر نشد مرد نداند خطر عمر→سطر بعدیای گمشده و خیره و سرگشته کسایی←