مصرع دوم · شماره 58
قضاهایم قدر حیران زمان عاجز زمین مضطر
شاعرقاآنیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 55
در آن روزی که گوش وهوش و مغز و دل ز هم پاشد
# - 56
غوکوس و تک رخش و سرگرز و دم خنجر
# - 57
ز سهم تیر و تیغ و گرز و کوپال گوان گردد
# - 58
قضاهایم قدر حیران زمان عاجز زمین مضطر
انتخابشده - 59
خراشد سنگ و پاشدگرد و ریزد خاک و سنبدگل
# - 60
به سم اشهب به دم ابرش به تک ادهم به نعل اشقر
# - 61
بلا گاز و بدن آهن سنان آتش زمین کوره
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 58 از «قصیده شماره ۱۲۹ - در ستایش شاهنشاه اسلام پناه ناصرالدین شاه غازی خلدالله ملکه گوید» است.