کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع دوم · شماره 8

همانا دست امید کسی دارد عنانش را

چهرهٔ عرفیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 5

    برآمد جان ز تن وان زلف می جوید جوان مرغی

    #
  2. 6

    که از دامی شود آزاد و جوید آشیانش را

    #
  3. 7

    ز غیرت پیچ و تاب افتاده در رگ های جان من

    #
  4. 8

    همانا دست امید کسی دارد عنانش را

    انتخاب‌شده
  5. 9

    ز سنگ آن قدم هرگز به روی آستان ننهد

    #
  6. 10

    که ناگه شب نهان بوسیده باشم آستانش را

    #
  7. 11

    دلم گم گشت و غمهای جهان، عرفی، طلب کارش

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 8 از «غزل شماره ۸ - گرفتم آن که در خواب کردم پاسبانش را...» است.