کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

مصرع نخست · شماره 9

درد او در سینه می ماند، چه غم گر جان برد

چهرهٔ عرفیشاعر

در متن شعر

سطرهای پیرامون

برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.

  1. 6

    هر قدر گویند مستغنی و بی پرواست، هست

    #
  2. 7

    چو فروزی عالمی را، وه چه کم داری ز حسن

    #
  3. 8

    چهره ی زیباست، داری، قامت رعناست، هست

    #
  4. 9

    درد او در سینه می ماند، چه غم گر جان برد

    انتخاب‌شده
  5. 10

    آن چه ما را باعث آن آرمیدن هاست، هست

    #
  6. 11

    عرفی از بزمت اگر زاری کند بی وجه نیست

    #
  7. 12

    ناله ی بی اختیار و گریه ی بی جاست، هست

    #

دربارهٔ این سطر

سطر شماره 9 از «غزل شماره ۱۲۵ - رو چه می خواهی دلا، ناز استغناست، هست...» است.