مصرع نخست · شماره 9
خیزد دعایی از لبم ، کز معبد ناقوسیان
شاعرعرفیدر متن شعر
سطرهای پیرامون
برای دیدن جایگاه این سطر در شعر، چند سطر پیش و پس از آن را مرور کنید.
- 6
کز خون دل گل می دهد، وز روی غم چین می برد
# - 7
گر یار شادی هست دل، هر گه که نامش می برم
# - 8
بهر چه غم را هر زمان، صد گونه نفرین می برد
# - 9
خیزد دعایی از لبم ، کز معبد ناقوسیان
انتخابشده - 10
با خلوت حسن قبول، آشوب آئین می برد
# - 11
عرفی دهد جان را ز جا، تلقین کند بهر صنم
# - 12
کین سست پیمان ناگهان، زین حلقه بی دین می برد
#
دربارهٔ این سطر
سطر شماره 9 از «غزل شماره ۲۷۹ - هر جا که هست او غمزه زن، آن غمزه آیین می برد...» است.