مولوی
غزلیات
مولوی / دیوان شمس / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
511غزل شماره ۵۱۱ - همچو گل سرخ برو دست دست...غزلهمچو گل سرخ برو دست دست←512غزل شماره ۵۱۲ - صبر مرا آینه بیماریست...غزلصبر مرا آینه بیماریست←513غزل شماره ۵۱۳ - کیست در این شهر که او مست نیست...غزلکیست در این شهر که او مست نیست←514غزل شماره ۵۱۴ - قصد سرم داری خنجر به مشت...غزلقصد سرم داری خنجر به مشت←515غزل شماره ۵۱۵ - خانه دل باز کبوتر گرفت...غزلخانه دل باز کبوتر گرفت←516غزل شماره ۵۱۶ - بازرسیدیم ز میخانه مست...غزلبازرسیدیم ز میخانه مست←517غزل شماره ۵۱۷ - ای ز بگه خاسته سر مست مست...غزلای ز بگه خاسته سر مست مست←518غزل شماره ۵۱۸ - نفسی بهوی الحبیب فارت...غزلنفسی بهوی الحبیب فارت←519غزل شماره ۵۱۹ - ای دل فرورو در غمش کالصبر مفتاح الفرج...غزلای دل فرورو در غمش کالصبر مفتاح الفرج←520غزل شماره ۵۲۰ - ای مبارک ز تو صبوح و صباح...غزلای مبارک ز تو صبوح و صباح←521غزل شماره ۵۲۱ - یا راهبا انظر الی مصباح...غزلیا راهبا انظر الی مصباح←522غزل شماره ۵۲۲ - ماه دیدم شد مرا سودای چرخ...غزلماه دیدم شد مرا سودای چرخ←523غزل شماره ۵۲۳ - ای بی وفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد...غزلای بی وفا جانی که او بر ذوالوفا عاشق نشد←524غزل شماره ۵۲۴ - بی گاه شد بی گاه شد خورشید اندر چاه شد...غزلبی گاه شد بی گاه شد خورشید اندر چاه شد←525غزل شماره ۵۲۵ - بی گاه شد بی گاه شد خورشید اندر چاه شد...غزلبی گاه شد بی گاه شد خورشید اندر چاه شد←526غزل شماره ۵۲۶ - ای لولیان ای لولیان یک لولیی دیوانه شد...غزلای لولیان ای لولیان یک لولیی دیوانه شد←527غزل شماره ۵۲۷ - گر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند...غزلگر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زند←528غزل شماره ۵۲۸ - آن کیست آن آن کیست آن کو سینه را غمگین کند...غزلآن کیست آن آن کیست آن کو سینه را غمگین کند←529غزل شماره ۵۲۹ - خامی سوی پالیز جان آمد که تا خربز خورد...غزلخامی سوی پالیز جان آمد که تا خربز خورد←530غزل شماره ۵۳۰ - امروز خندانیم و خوش کان بخت خندان می رسد...غزلامروز خندانیم و خوش کان بخت خندان می رسد←531غزل شماره ۵۳۱ - صوفی چرا هوشیار شد ساقی چرا بی کار شد...غزلصوفی چرا هوشیار شد ساقی چرا بی کار شد←532غزل شماره ۵۳۲ - مر عاشقان را پند کس هرگز نباشد سودمند...غزلمر عاشقان را پند کس هرگز نباشد سودمند←533غزل شماره ۵۳۳ - رندان سلامت می کنند جان را غلامت می کنند...غزلرندان سلامت می کنند جان را غلامت می کنند←534غزل شماره ۵۳۴ - رو آن ربابی را بگو مستان سلامت می کنند...غزلرو آن ربابی را بگو مستان سلامت می کنند←535غزل شماره ۵۳۵ - سودای تو در جوی جان چون آب حیوان می رود...غزلسودای تو در جوی جان چون آب حیوان می رود←536غزل شماره ۵۳۶ - آمد بهار عاشقان تا خاکدان بستان شود...غزلآمد بهار عاشقان تا خاکدان بستان شود←537غزل شماره ۵۳۷ - کاری نداریم ای پدر جز خدمت ساقی خود...غزلکاری نداریم ای پدر جز خدمت ساقی خود←538غزل شماره ۵۳۸ - گر آتش دل برزند بر مومن و کافر زند...غزلگر آتش دل برزند بر مومن و کافر زند←539غزل شماره ۵۳۹ - مستی سلامت می کند پنهان پیامت می کند...غزلمستی سلامت می کند پنهان پیامت می کند←540غزل شماره ۵۴۰ - مستی سلامت می کند پنهان پیامت می کند...غزلمستی سلامت می کند پنهان پیامت می کند←