مولوی
غزلیات
مولوی / دیوان شمس / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
781غزل شماره ۷۸۱ - در دلم چون غمت ای سرو روان برخیزد...غزلدر دلم چون غمت ای سرو روان برخیزد←782غزل شماره ۷۸۲ - خبرت هست که در شهر شکر ارزان شد...غزلخبرت هست که در شهر شکر ارزان شد←783غزل شماره ۷۸۳ - ای دریغا که حریفان همه سر بنهادند...غزلای دریغا که حریفان همه سر بنهادند←784غزل شماره ۷۸۴ - عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند...غزلعید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند←785غزل شماره ۷۸۵ - ما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرند...غزلما نه زان محتشمانیم که ساغر گیرند←786غزل شماره ۷۸۶ - آنک عکس رخ او راه ثریا بزند...غزلآنک عکس رخ او راه ثریا بزند←787غزل شماره ۷۸۷ - آنچ روی تو کند نور رخ خور نکند...غزلآنچ روی تو کند نور رخ خور نکند←788غزل شماره ۷۸۸ - آه کان طوطی دل بی شکرستان چه کند...غزلآه کان طوطی دل بی شکرستان چه کند←789غزل شماره ۷۸۹ - از دلم صورت آن خوب ختن می نرود...غزلاز دلم صورت آن خوب ختن می نرود←790غزل شماره ۷۹۰ - واقف سرمد تا مدرسه عشق گشود...غزلواقف سرمد تا مدرسه عشق گشود←791غزل شماره ۷۹۱ - این کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پرید...غزلاین کبوتربچه هم عزم هوا کرد و پرید←792غزل شماره ۷۹۲ - هله پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد...غزلهله پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد←793غزل شماره ۷۹۳ - هست مستی که مرا جانب میخانه برد...غزلهست مستی که مرا جانب میخانه برد←794غزل شماره ۷۹۴ - هر کی از حلقه ما جای دگر بگریزد...غزلهر کی از حلقه ما جای دگر بگریزد←795غزل شماره ۷۹۵ - وقت آن شد که ز خورشید ضیایی برسد...غزلوقت آن شد که ز خورشید ضیایی برسد←796غزل شماره ۷۹۶ - وای آن دل که بدو از تو نشانی نرسد...غزلوای آن دل که بدو از تو نشانی نرسد←797غزل شماره ۷۹۷ - ز اول روز که مخموری مستان باشد...غزلز اول روز که مخموری مستان باشد←798غزل شماره ۷۹۸ - ننگ عالم شدن از بهر تو ننگی نبود...غزلننگ عالم شدن از بهر تو ننگی نبود←799غزل شماره ۷۹۹ - سفره کهنه کجا درخور نان تو بود...غزلسفره کهنه کجا درخور نان تو بود←800غزل شماره ۸۰۰ - گر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شود...غزلگر نخسبی ز تواضع شبکی جان چه شود←801غزل شماره ۸۰۱ - عشرتی هست در این گوشه غنیمت دارید...غزلعشرتی هست در این گوشه غنیمت دارید←802غزل شماره ۸۰۲ - می رسد یوسف مصری همه اقرار دهید...غزلمی رسد یوسف مصری همه اقرار دهید←803غزل شماره ۸۰۳ - بر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزد...غزلبر سر کوی تو عقل از سر جان برخیزد←804غزل شماره ۸۰۴ - صنما گر ز خط و خال تو فرمان آرند...غزلصنما گر ز خط و خال تو فرمان آرند←805غزل شماره ۸۰۵ - یا رب این بوی که امروز به ما می آید...غزلیا رب این بوی که امروز به ما می آید←806غزل شماره ۸۰۶ - یا رب این بوی خوش از روضه جان می آید...غزلیا رب این بوی خوش از روضه جان می آید←807غزل شماره ۸۰۷ - لحظه ای قصه کنان قصه تبریز کنید...غزللحظه ای قصه کنان قصه تبریز کنید←808غزل شماره ۸۰۸ - عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند...غزلعید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند←809غزل شماره ۸۰۹ - طرفه گرمابه بانی کو ز خلوت برآید...غزلطرفه گرمابه بانی کو ز خلوت برآید←810غزل شماره ۸۱۰ - باز شیری با شکر آمیختند...غزلباز شیری با شکر آمیختند←