مولوی
غزلیات
مولوی / دیوان شمس / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
2,521غزل شماره ۲۵۲۱ - اگر یار مرا از من غم و سودا نبایستی...غزلاگر یار مرا از من غم و سودا نبایستی←2,522غزل شماره ۲۵۲۲ - دل پردرد من امشب بنوشیده ست یک دردی...غزلدل پردرد من امشب بنوشیده ست یک دردی←2,523غزل شماره ۲۵۲۳ - دل آتش پرست من که در آتش چو گوگردی...غزلدل آتش پرست من که در آتش چو گوگردی←2,524غزل شماره ۲۵۲۴ - اگر آب و گل ما را چو جان و دل پری بودی...غزلاگر آب و گل ما را چو جان و دل پری بودی←2,525غزل شماره ۲۵۲۵ - اگر گل های رخسارش از آن گلشن بخندیدی...غزلاگر گل های رخسارش از آن گلشن بخندیدی←2,526غزل شماره ۲۵۲۶ - نکو بنگر به روی من نه آنم من که هر باری...غزلنکو بنگر به روی من نه آنم من که هر باری←2,527غزل شماره ۲۵۲۷ - بنامیزد نگویم من که تو آنی که هر باری...غزلبنامیزد نگویم من که تو آنی که هر باری←2,528غزل شماره ۲۵۲۸ - مروت نیست در سرها که اندازند دستاری...غزلمروت نیست در سرها که اندازند دستاری←2,529غزل شماره ۲۵۲۹ - ایا نزدیک جان و دل چنین دوری روا داری...غزلایا نزدیک جان و دل چنین دوری روا داری←2,530غزل شماره ۲۵۳۰ - دلم همچون قلم آمد در انگشتان دلداری...غزلدلم همچون قلم آمد در انگشتان دلداری←2,531غزل شماره ۲۵۳۱ - چو سرمست منی ای جان ز درد سر چه غم داری...غزلچو سرمست منی ای جان ز درد سر چه غم داری←2,532غزل شماره ۲۵۳۲ - کی افسون خواند در گوشت که ابرو پرگره داری...غزلکی افسون خواند در گوشت که ابرو پرگره داری←2,533غزل شماره ۲۵۳۳ - برآ بر بام ای عارف بکن هر نیم شب زاری...غزلبرآ بر بام ای عارف بکن هر نیم شب زاری←2,534غزل شماره ۲۵۳۴ - مها یک دم رعیت شو مرا شه دان و سالاری...غزلمها یک دم رعیت شو مرا شه دان و سالاری←2,535غزل شماره ۲۵۳۵ - هر آن بیمار مسکین را که از حد رفت بیماری...غزلهر آن بیمار مسکین را که از حد رفت بیماری←2,536غزل شماره ۲۵۳۶ - مثال باز رنجورم زمین بر من ز بیماری...غزلمثال باز رنجورم زمین بر من ز بیماری←2,537غزل شماره ۲۵۳۷ - مگر دانید با دلبر به حق صحبت و یاری...غزلمگر دانید با دلبر به حق صحبت و یاری←2,538غزل شماره ۲۵۳۸ - حجاب از چشم بگشایی که سبحان الذی اسری...غزلحجاب از چشم بگشایی که سبحان الذی اسری←2,539غزل شماره ۲۵۳۹ - یکی طوطی مژده آور یکی مرغی خوش آوازی...غزلیکی طوطی مژده آور یکی مرغی خوش آوازی←2,540غزل شماره ۲۵۴۰ - چو شیر و انگبین جانا چه باشد گر درآمیزی...غزلچو شیر و انگبین جانا چه باشد گر درآمیزی←2,541غزل شماره ۲۵۴۱ - الا ای جان جان جان چو می بینی چه می پرسی...غزلالا ای جان جان جان چو می بینی چه می پرسی←2,542غزل شماره ۲۵۴۲ - بتاب ای ماه بر یارم بگو یارا اغا پوسی...غزلبتاب ای ماه بر یارم بگو یارا اغا پوسی←2,543غزل شماره ۲۵۴۳ - بیا ای شاه خودکامه نشین بر تخت خودکامی...غزلبیا ای شاه خودکامه نشین بر تخت خودکامی←2,544غزل شماره ۲۵۴۴ - شنیدم کاشتری گم شد ز کردی در بیابانی...غزلشنیدم کاشتری گم شد ز کردی در بیابانی←2,545غزل شماره ۲۵۴۵ - مگر مستی نمی دانی که چون زنجیر جنبانی...غزلمگر مستی نمی دانی که چون زنجیر جنبانی←2,546غزل شماره ۲۵۴۶ - سحرگه گفتم آن مه را که ای من جسم و تو جانی...غزلسحرگه گفتم آن مه را که ای من جسم و تو جانی←2,547غزل شماره ۲۵۴۷ - شدم از دست یک باره ز دست عشق تا دانی...غزلشدم از دست یک باره ز دست عشق تا دانی←2,548غزل شماره ۲۵۴۸ - تو استظهار آن داری که رو از ما بگردانی...غزلتو استظهار آن داری که رو از ما بگردانی←2,549غزل شماره ۲۵۴۹ - چو دید آن طره کافر مسلمان شد مسلمانی...غزلچو دید آن طره کافر مسلمان شد مسلمانی←2,550غزل شماره ۲۵۵۰ - یکی دودی پدید آمد سحرگاهی به هامونی...غزلیکی دودی پدید آمد سحرگاهی به هامونی←