مولوی
غزلیات
مولوی / دیوان شمس / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
301غزل شماره ۳۰۱ - هله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشب...غزلهله صدر و بدر عالم منشین مخسب امشب←302غزل شماره ۳۰۲ - در هوایت بی قرارم روز و شب...غزلدر هوایت بی قرارم روز و شب←303غزل شماره ۳۰۳ - مجلس خوش کن از آن دو پاره چوب...غزلمجلس خوش کن از آن دو پاره چوب←304غزل شماره ۳۰۴ - هیچ می دانی چه می گوید رباب...غزلهیچ می دانی چه می گوید رباب←305غزل شماره ۳۰۵ - آواز داد اختر بس روشنست امشب...غزلآواز داد اختر بس روشنست امشب←306غزل شماره ۳۰۶ - رغبت به عاشقان کن ای جان صدر غایب...غزلرغبت به عاشقان کن ای جان صدر غایب←307غزل شماره ۳۰۷ - کار همه محبان همچون زرست امشب...غزلکار همه محبان همچون زرست امشب←308غزل شماره ۳۰۸ - خوابم ببسته ای بگشا ای قمر نقاب...غزلخوابم ببسته ای بگشا ای قمر نقاب←309غزل شماره ۳۰۹ - واجب کند چو عشق مرا کرد دل خراب...غزلواجب کند چو عشق مرا کرد دل خراب←310غزل شماره ۳۱۰ - بازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب...غزلبازآمد آن مهی که ندیدش فلک به خواب←311غزل شماره ۳۱۱ - زشت کسی کو نشد مسخره یار خوب...غزلزشت کسی کو نشد مسخره یار خوب←312غزل شماره ۳۱۲ - به جان تو که مرو از میان کار مخسب...غزلبه جان تو که مرو از میان کار مخسب←313غزل شماره ۳۱۳ - رباب مشرب عشقست و مونس اصحاب...غزلرباب مشرب عشقست و مونس اصحاب←314غزل شماره ۳۱۴ - تو را که عشق نداری تو را رواست بخسب...غزلتو را که عشق نداری تو را رواست بخسب←315غزل شماره ۳۱۵ - چشم ها وا نمی شود از خواب...غزلچشم ها وا نمی شود از خواب←316غزل شماره ۳۱۶ - چونک درآییم به غوغای شب...غزلچونک درآییم به غوغای شب←317غزل شماره ۳۱۷ - یار آمد به صلح ای اصحاب...غزلیار آمد به صلح ای اصحاب←318غزل شماره ۳۱۸ - علونا سماء الود من غیر سلم...غزلعلونا سماء الود من غیر سلم←319غزل شماره ۳۱۹ - امسی و اصبح بالجوی اتعذب...غزلامسی و اصبح بالجوی اتعذب←320غزل شماره ۳۲۰ - ابشروا یا قوم هذا فتح باب...غزلابشروا یا قوم هذا فتح باب←321غزل شماره ۳۲۱ - آن خواجه را از نیم شب بیماریی پیدا شده ست...غزلآن خواجه را از نیم شب بیماریی پیدا شده ست←322غزل شماره ۳۲۲ - آمده ام که تا به خود گوش کشان کشانمت...غزلآمده ام که تا به خود گوش کشان کشانمت←323غزل شماره ۳۲۳ - آن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت...غزلآن نفسی که باخودی یار چو خار آیدت←324غزل شماره ۳۲۴ - درآ تا خرقه قالب دراندازم همین ساعت...غزلدرآ تا خرقه قالب دراندازم همین ساعت←325غزل شماره ۳۲۵ - که دید ای عاشقان شهری که شهر نیکبختانست...غزلکه دید ای عاشقان شهری که شهر نیکبختانست←326غزل شماره ۳۲۶ - حالت ده و حیرت ده ای مبدع بی حالت...غزلحالت ده و حیرت ده ای مبدع بی حالت←327غزل شماره ۳۲۷ - از دفتر عمر ما یکتا ورقی مانده ست...غزلاز دفتر عمر ما یکتا ورقی مانده ست←328غزل شماره ۳۲۸ - بادست مرا زان سر اندر سر و در سبلت...غزلبادست مرا زان سر اندر سر و در سبلت←329غزل شماره ۳۲۹ - بیایید بیایید که گلزار دمیده ست...غزلبیایید بیایید که گلزار دمیده ست←330غزل شماره ۳۳۰ - بار دگر آن دلبر عیار مرا یافت...غزلبار دگر آن دلبر عیار مرا یافت←