مولوی
غزلیات
مولوی / دیوان شمس / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
751غزل شماره ۷۵۱ - هر زمان کز غیب عشق یار ما خنجر کشد...غزلهر زمان کز غیب عشق یار ما خنجر کشد←752غزل شماره ۷۵۲ - هم دلم ره می نماید هم دلم ره می زند...غزلهم دلم ره می نماید هم دلم ره می زند←753غزل شماره ۷۵۳ - هم لبان می فروشت باده را ارزان کند...غزلهم لبان می فروشت باده را ارزان کند←754غزل شماره ۷۵۴ - می خرامد آفتاب خوبرویان ره کنید...غزلمی خرامد آفتاب خوبرویان ره کنید←755غزل شماره ۷۵۵ - شاه ما از جمله شاهان پیش بود و بیش بود...غزلشاه ما از جمله شاهان پیش بود و بیش بود←756غزل شماره ۷۵۶ - علتی باشد که آن اندر بهاران بد شود...غزلعلتی باشد که آن اندر بهاران بد شود←757غزل شماره ۷۵۷ - وصف آن مخدوم می کن گر چه می رنجد حسود...غزلوصف آن مخدوم می کن گر چه می رنجد حسود←758غزل شماره ۷۵۸ - دل من کار تو دارد گل و گلنار تو دارد...غزلدل من کار تو دارد گل و گلنار تو دارد←759غزل شماره ۷۵۹ - دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد...غزلدل من رای تو دارد سر سودای تو دارد←760غزل شماره ۷۶۰ - خنک آن کس که چو ما شد همه تسلیم و رضا شد...غزلخنک آن کس که چو ما شد همه تسلیم و رضا شد←761غزل شماره ۷۶۱ - چو سحرگاه ز گلشن مه عیار برآمد...غزلچو سحرگاه ز گلشن مه عیار برآمد←762غزل شماره ۷۶۲ - بدرد مرده کفن را به سر گور برآید...غزلبدرد مرده کفن را به سر گور برآید←763غزل شماره ۷۶۳ - خنک آن کس که چو ما شد همگی لطف و رضا شد...غزلخنک آن کس که چو ما شد همگی لطف و رضا شد←764غزل شماره ۷۶۴ - مشو ای دل تو دگرگون که دل یار بداند...غزلمشو ای دل تو دگرگون که دل یار بداند←765غزل شماره ۷۶۵ - هله نومید نباشی که تو را یار براند...غزلهله نومید نباشی که تو را یار براند←766غزل شماره ۷۶۶ - خضری که عمر ز آبت بکشد دراز گردد...غزلخضری که عمر ز آبت بکشد دراز گردد←767غزل شماره ۷۶۷ - صنما جفا رها کن کرم این روا ندارد...غزلصنما جفا رها کن کرم این روا ندارد←768غزل شماره ۷۶۸ - چمنی که جمله گل ها به پناه او گریزد...غزلچمنی که جمله گل ها به پناه او گریزد←769غزل شماره ۷۶۹ - چه توقفست زین پس همه کاروان روان شد...غزلچه توقفست زین پس همه کاروان روان شد←770غزل شماره ۷۷۰ - همه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد...غزلهمه را بیازمودم ز تو خوشترم نیامد←771غزل شماره ۷۷۱ - هله عاشقان بکوشید که چو جسم و جان نماند...غزلهله عاشقان بکوشید که چو جسم و جان نماند←772غزل شماره ۷۷۲ - صنما سپاه عشقت به حصار دل درآمد...غزلصنما سپاه عشقت به حصار دل درآمد←773غزل شماره ۷۷۳ - سحری چو شاه خوبان به وثاق ما درآمد...غزلسحری چو شاه خوبان به وثاق ما درآمد←774غزل شماره ۷۷۴ - به میان دل خیال مه دلگشا درآمد...غزلبه میان دل خیال مه دلگشا درآمد←775غزل شماره ۷۷۵ - هله هش دار که در شهر دو سه طرارند...غزلهله هش دار که در شهر دو سه طرارند←776غزل شماره ۷۷۶ - عاشقان بر درت از اشک چو باران کارند...غزلعاشقان بر درت از اشک چو باران کارند←777غزل شماره ۷۷۷ - ای خدایی که چو حاجات به تو برگیرند...غزلای خدایی که چو حاجات به تو برگیرند←778غزل شماره ۷۷۸ - از دلم صورت آن خوب ختن می نرود...غزلاز دلم صورت آن خوب ختن می نرود←779غزل شماره ۷۷۹ - همه خفتند و من دلشده را خواب نبرد...غزلهمه خفتند و من دلشده را خواب نبرد←780غزل شماره ۷۸۰ - بر سر آتش تو سوختم و دود نکرد...غزلبر سر آتش تو سوختم و دود نکرد←