مولوی
غزلیات
مولوی / دیوان شمس / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
2,491غزل شماره ۲۴۹۱ - جمع مکن تو برف را بر خود تا که نفسری...غزلجمع مکن تو برف را بر خود تا که نفسری←2,492غزل شماره ۲۴۹۲ - هر بشری که صاف شد در دو جهان ورا دلی...غزلهر بشری که صاف شد در دو جهان ورا دلی←2,493غزل شماره ۲۴۹۳ - رو بنمودی به تو گر همگی نه جانمی...غزلرو بنمودی به تو گر همگی نه جانمی←2,494غزل شماره ۲۴۹۴ - زرگر آفتاب را بسته گاز می کنی...غزلزرگر آفتاب را بسته گاز می کنی←2,495غزل شماره ۲۴۹۵ - آنک بخورد دم به دم سنگ جفای صدمنی...غزلآنک بخورد دم به دم سنگ جفای صدمنی←2,496غزل شماره ۲۴۹۶ - خواجه ترش مرا بگو سرکه به چند می دهی...غزلخواجه ترش مرا بگو سرکه به چند می دهی←2,497غزل شماره ۲۴۹۷ - صبح چو آفتاب زد رایت روشناییی...غزلصبح چو آفتاب زد رایت روشناییی←2,498غزل شماره ۲۴۹۸ - مرا سودای آن دلبر ز دانایی و قرایی...غزلمرا سودای آن دلبر ز دانایی و قرایی←2,499غزل شماره ۲۴۹۹ - مسلمانان مسلمانان مرا ترکی است یغمایی...غزلمسلمانان مسلمانان مرا ترکی است یغمایی←2,500غزل شماره ۲۵۰۰ - چه افسردی در آن گوشه چرا تو هم نمی گردی...غزلچه افسردی در آن گوشه چرا تو هم نمی گردی←2,501غزل شماره ۲۵۰۱ - گرم سیم و درم بودی مرا مونس چه کم بودی...غزلگرم سیم و درم بودی مرا مونس چه کم بودی←2,502غزل شماره ۲۵۰۲ - امیر دل همی گوید تو را گر تو دلی داری...غزلامیر دل همی گوید تو را گر تو دلی داری←2,503غزل شماره ۲۵۰۳ - چو سرمست منی ای جان ز خیر و شر چه اندیشی...غزلچو سرمست منی ای جان ز خیر و شر چه اندیشی←2,504غزل شماره ۲۵۰۴ - اگر زهر است اگر شکر چه شیرین است بی خویشی...غزلاگر زهر است اگر شکر چه شیرین است بی خویشی←2,505غزل شماره ۲۵۰۵ - چو بی گه آمدی باری درآ مردانه ای ساقی...غزلچو بی گه آمدی باری درآ مردانه ای ساقی←2,506غزل شماره ۲۵۰۶ - مبارک باشد آن رو را بدیدن بامدادانی...غزلمبارک باشد آن رو را بدیدن بامدادانی←2,507غزل شماره ۲۵۰۷ - بیامد عید ای ساقی عنایت را نمی دانی...غزلبیامد عید ای ساقی عنایت را نمی دانی←2,508غزل شماره ۲۵۰۸ - مرا آن دلبر پنهان همی گوید به پنهانی...غزلمرا آن دلبر پنهان همی گوید به پنهانی←2,509غزل شماره ۲۵۰۹ - بر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانی...غزلبر دیوانگان امروز آمد شاه پنهانی←2,510غزل شماره ۲۵۱۰ - مرا پرسید آن سلطان به نرمی و سخن خایی...غزلمرا پرسید آن سلطان به نرمی و سخن خایی←2,511غزل شماره ۲۵۱۱ - به باغ و چشمه حیوان چرا این چشم نگشایی...غزلبه باغ و چشمه حیوان چرا این چشم نگشایی←2,512غزل شماره ۲۵۱۲ - رها کن ماجرا ای جان فروکن سر ز بالایی...غزلرها کن ماجرا ای جان فروکن سر ز بالایی←2,513غزل شماره ۲۵۱۳ - بیا ای عارف مطرب چه باشد گر ز خوش خویی...غزلبیا ای عارف مطرب چه باشد گر ز خوش خویی←2,514غزل شماره ۲۵۱۴ - درآمد در میان شهر آدم زفت سیلابی...غزلدرآمد در میان شهر آدم زفت سیلابی←2,515غزل شماره ۲۵۱۵ - یکی گنجی پدید آمد در آن دکان زرکوبی...غزلیکی گنجی پدید آمد در آن دکان زرکوبی←2,516غزل شماره ۲۵۱۶ - اگر الطاف شمس الدین بدیده برفتادستی...غزلاگر الطاف شمس الدین بدیده برفتادستی←2,517غزل شماره ۲۵۱۷ - ز رنگ روی شمس الدین گرم خود بو و رنگستی...غزلز رنگ روی شمس الدین گرم خود بو و رنگستی←2,518غزل شماره ۲۵۱۸ - اگر امروز دلدارم کند چون دوش بدمستی...غزلاگر امروز دلدارم کند چون دوش بدمستی←2,519غزل شماره ۲۵۱۹ - غلام پاسبانانم که یارم پاسبانستی...غزلغلام پاسبانانم که یارم پاسبانستی←2,520غزل شماره ۲۵۲۰ - گر آبت بر جگر بودی دل تو پس چه کاره ستی...غزلگر آبت بر جگر بودی دل تو پس چه کاره ستی←