مولوی
رباعیات
مولوی / دیوان شمس / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
31رباعی شماره ۳۱ - بر رهگذر بلا نهادم دل را...رباعیبر رهگذر بلا نهادم دل را←32رباعی شماره ۳۲ - پرورد به ناز و نعمت آن دوست مرا...رباعیپرورد به ناز و نعمت آن دوست مرا←33رباعی شماره ۳۳ - بیگاه شده است لیک مر سیران را...رباعیبیگاه شده است لیک مر سیران را←34رباعی شماره ۳۴ - تا از تو جدا شده است آغوش مرا...رباعیتا از تو جدا شده است آغوش مرا←35رباعی شماره ۳۵ - تا با تو بوم نخسبم از یاریها...رباعیتا با تو بوم نخسبم از یاریها←36رباعی شماره ۳۶ - تا چند از این غرور بسیار ترا...رباعیتا چند از این غرور بسیار ترا←37رباعی شماره ۳۷ - تا عشق ترا است این شکرخائیها...رباعیتا عشق ترا است این شکرخائیها←38رباعی شماره ۳۸ - تا کی باشی ز دور نظاره ما...رباعیتا کی باشی ز دور نظاره ما←39رباعی شماره ۳۹ - تا نقش خیال دوست با ماست دلا...رباعیتا نقش خیال دوست با ماست دلا←40رباعی شماره ۴۰ - جانا به هلاک بنده مستیز و بیا...رباعیجانا به هلاک بنده مستیز و بیا←41رباعی شماره ۴۱ - جز عشق نبود هیچ دمساز مرا...رباعیجز عشق نبود هیچ دمساز مرا←42رباعی شماره ۴۲ - چو نزود نبشته بود حق فرقت ما...رباعیچو نزود نبشته بود حق فرقت ما←43رباعی شماره ۴۳ - خود را به خیل درافکنم مست آنجا...رباعیخود را به خیل درافکنم مست آنجا←44رباعی شماره ۴۴ - در جای تو جا نیست بجز آن جان را...رباعیدر جای تو جا نیست بجز آن جان را←45رباعی شماره ۴۵ - در چشم ببین دو چشم آن مفتون را...رباعیدر چشم ببین دو چشم آن مفتون را←46رباعی شماره ۴۶ - در سر دارم ز می پریشانیها...رباعیدر سر دارم ز می پریشانیها←47رباعی شماره ۴۷ - دستان کسی دست زنان کرد مرا...رباعیدستان کسی دست زنان کرد مرا←48رباعی شماره ۴۸ - دل گفت به جان کای خلف هر دو سرا...رباعیدل گفت به جان کای خلف هر دو سرا←49رباعی شماره ۴۹ - دود دل ما نشان سوداست دلا...رباعیدود دل ما نشان سوداست دلا←50رباعی شماره ۵۰ - دیدم در خواب ساقی زیبا را...رباعیدیدم در خواب ساقی زیبا را←51رباعی شماره ۵۱ - زنهار دلا به خود مده ره غم را...رباعیزنهار دلا به خود مده ره غم را←52رباعی شماره ۵۲ - طنبور چو تن تن برآرد به نوا...رباعیطنبور چو تن تن برآرد به نوا←53رباعی شماره ۵۳ - عاشق شب خلوت از پی پی گم را...رباعیعاشق شب خلوت از پی پی گم را←54رباعی شماره ۵۴ - عاشق همه سال مست و رسوا بادا...رباعیعاشق همه سال مست و رسوا بادا←55رباعی شماره ۵۵ - عشق تو بکشت ترکی و تازی را...رباعیعشق تو بکشت ترکی و تازی را←56رباعی شماره ۵۶ - عشقست طریق و راه پیغمبر ما...رباعیعشقست طریق و راه پیغمبر ما←57رباعی شماره ۵۷ - عمریست ندیده ایم گلزار ترا...رباعیعمریست ندیده ایم گلزار ترا←58رباعی شماره ۵۸ - غم خود که بود که یاد آریم او را...رباعیغم خود که بود که یاد آریم او را←59رباعی شماره ۵۹ - گر بوی نمی بری در این کوی میا...رباعیگر بوی نمی بری در این کوی میا←60رباعی شماره ۶۰ - گر جان داری بیا و جان باز آنجا...رباعیگر جان داری بیا و جان باز آنجا←