مولوی
رباعیات
مولوی / دیوان شمس / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
571رباعی شماره ۵۷۱ - این واقعه را سخت بگیری شاید...رباعیاین واقعه را سخت بگیری شاید←572رباعی شماره ۵۷۲ - بار دگر این خسته جگر باز آمد...رباعیبار دگر این خسته جگر باز آمد←573رباعی شماره ۵۷۳ - با روی تو هیچکس ز باغ اندیشد...رباعیبا روی تو هیچکس ز باغ اندیشد←574رباعی شماره ۵۷۴ - با سود وصال تو زیانت نرسد...رباعیبا سود وصال تو زیانت نرسد←575رباعی شماره ۵۷۵ - با هرکه دمی عشق تو آمیخته شد...رباعیبا هرکه دمی عشق تو آمیخته شد←576رباعی شماره ۵۷۶ - بخشای بر آن بنده که خوابش نبود...رباعیبخشای بر آن بنده که خوابش نبود←577رباعی شماره ۵۷۷ - بر بنده بخند تا ثوابت باشد...رباعیبر بنده بخند تا ثوابت باشد←578رباعی شماره ۵۷۸ - بر خاک نظر کند چو بر ما گذرد...رباعیبر خاک نظر کند چو بر ما گذرد←579رباعی شماره ۵۷۹ - پرسیدم از آن کسی که برهان داند...رباعیپرسیدم از آن کسی که برهان داند←580رباعی شماره ۵۸۰ - پرسید مهم که چشم تو مه را دید...رباعیپرسید مهم که چشم تو مه را دید←581رباعی شماره ۵۸۱ - برقی که ز میغ آن جهان روی نمود...رباعیبرقی که ز میغ آن جهان روی نمود←582رباعی شماره ۵۸۲ - بر گور من آن کو گذرد مست شود...رباعیبر گور من آن کو گذرد مست شود←583رباعی شماره ۵۸۳ - بر یار نظر کنم خجل میگردد...رباعیبر یار نظر کنم خجل میگردد←584رباعی شماره ۵۸۴ - بس درمانها کان مدد درد شود...رباعیبس درمانها کان مدد درد شود←585رباعی شماره ۵۸۵ - بسیار ترا خسته روان باید شد...رباعیبسیار ترا خسته روان باید شد←586رباعی شماره ۵۸۶ - بشنو اگرت تاب شنیدن باشد...رباعیبشنو اگرت تاب شنیدن باشد←587رباعی شماره ۵۸۷ - بعضی به صفات حیدر کرارند...رباعیبعضی به صفات حیدر کرارند←588رباعی شماره ۵۸۸ - بویت آمد گریز را روی نماند...رباعیبویت آمد گریز را روی نماند←589رباعی شماره ۵۸۹ - بوی دم مقبلان چو گل خوش باشد...رباعیبوی دم مقبلان چو گل خوش باشد←590رباعی شماره ۵۹۰ - بی بحر صفا گوهر ما سنگ آمد...رباعیبی بحر صفا گوهر ما سنگ آمد←591رباعی شماره ۵۹۱ - بی تو جانا قرار نتوانم کرد...رباعیبی تو جانا قرار نتوانم کرد←592رباعی شماره ۵۹۲ - بیت و غزل و شعر مرا آب ببرد...غزلبیت و غزل و شعر مرا آب ببرد←593رباعی شماره ۵۹۳ - بیدار شو ای دل که جهان می گذرد...رباعیبیدار شو ای دل که جهان می گذرد←594رباعی شماره ۵۹۴ - پیران خرابات غمت بسیارند...رباعیپیران خرابات غمت بسیارند←595رباعی شماره ۵۹۵ - بی زارم از آن آب که آتش نشود...رباعیبی زارم از آن آب که آتش نشود←596رباعی شماره ۵۹۶ - بی زارم از آن لعل که پیروزه بود...رباعیبی زارم از آن لعل که پیروزه بود←597رباعی شماره ۵۹۷ - بی عشق نشاط و طرب افزون نشود...رباعیبی عشق نشاط و طرب افزون نشود←598رباعی شماره ۵۹۸ - بیمارم و غم در امتحانم دارد...رباعیبیمارم و غم در امتحانم دارد←599رباعی شماره ۵۹۹ - بی من به زبان من سخن می آید...رباعیبی من به زبان من سخن می آید←600رباعی شماره ۶۰۰ - پیوسته سرت سبز و لبت خندان باد...رباعیپیوسته سرت سبز و لبت خندان باد←