مولوی
رباعیات
مولوی / دیوان شمس / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
661رباعی شماره ۶۶۱ - در حضرت حق ستوده درویشانند...رباعیدر حضرت حق ستوده درویشانند←662رباعی شماره ۶۶۲ - در خدمتت ای جان چو بدن میافتد...رباعیدر خدمتت ای جان چو بدن میافتد←663رباعی شماره ۶۶۳ - درد و زخم ار زلف تو در چنگ آید...رباعیدرد و زخم ار زلف تو در چنگ آید←664رباعی شماره ۶۶۴ - در راه طلب رسیده ای میباید...رباعیدر راه طلب رسیده ای میباید←665رباعی شماره ۶۶۵ - در سلسله ات هر آنکه پا بست شود...رباعیدر سلسله ات هر آنکه پا بست شود←666رباعی شماره ۶۶۶ - در سینه هر که ذره ای دل باشد...رباعیدر سینه هر که ذره ای دل باشد←667رباعی شماره ۶۶۷ - در صحبت حق خموش میباید بود...رباعیدر صحبت حق خموش میباید بود←668رباعی شماره ۶۶۸ - در عشق اگرچه خرده بینم کردند...رباعیدر عشق اگرچه خرده بینم کردند←669رباعی شماره ۶۶۹ - در عشق توام نصیحت و پند چه سود...رباعیدر عشق توام نصیحت و پند چه سود←670رباعی شماره ۶۷۰ - در عشق توام وفا قرین میباید...رباعیدر عشق توام وفا قرین میباید←671رباعی شماره ۶۷۱ - در عشق تو عقل ذوفنون میخسبد...رباعیدر عشق تو عقل ذوفنون میخسبد←672رباعی شماره ۶۷۲ - در عشق اگر دمی قرارت باشد...رباعیدر عشق اگر دمی قرارت باشد←673رباعی شماره ۶۷۳ - در عشق نه پستی نه بلندی باشد...رباعیدر عشق نه پستی نه بلندی باشد←674رباعی شماره ۶۷۴ - در عشق هزار جان و دل بس نکند...رباعیدر عشق هزار جان و دل بس نکند←675رباعی شماره ۶۷۵ - در کام دل آنچه بود نفسم همه راند...رباعیدر کام دل آنچه بود نفسم همه راند←676رباعی شماره ۶۷۶ - در گریه خون مرا شکر خند تو کرد...رباعیدر گریه خون مرا شکر خند تو کرد←677رباعی شماره ۶۷۷ - در کوی خرابات تکبر نخرند...رباعیدر کوی خرابات تکبر نخرند←678رباعی شماره ۶۷۸ - در لشکر عشق چونکه خونریز کنند...رباعیدر لشکر عشق چونکه خونریز کنند←679رباعی شماره ۶۷۹ - در مدرسه عشق اگر قال بود...رباعیدر مدرسه عشق اگر قال بود←680رباعی شماره ۶۸۰ - در می طلبی ز چشمه در بر ناید...رباعیدر می طلبی ز چشمه در بر ناید←681رباعی شماره ۶۸۱ - در معنی هست و در عیان نیست که دید...رباعیدر معنی هست و در عیان نیست که دید←682رباعی شماره ۶۸۲ - در مغز فلک چو عشق تو جا گیرد...رباعیدر مغز فلک چو عشق تو جا گیرد←683رباعی شماره ۶۸۳ - ای دل، اثر صبح، گه شام که دید...رباعیای دل، اثر صبح، گه شام که دید←684رباعی شماره ۶۸۴ - در نفی تو عقل را امان نتوان دید...رباعیدر نفی تو عقل را امان نتوان دید←685رباعی شماره ۶۸۵ - درویش که اسرار جهان میبخشد...رباعیدرویش که اسرار جهان میبخشد←686رباعی شماره ۶۸۶ - در عشق توم وفا قرین می باید...رباعیدر عشق توم وفا قرین می باید←687رباعی شماره ۶۸۷ - دریا نکند سیر مرا جو چه کند...رباعیدریا نکند سیر مرا جو چه کند←688رباعی شماره ۶۸۸ - دردی داری که بحر را پر دارد...رباعیدردی داری که بحر را پر دارد←689رباعی شماره ۶۸۹ - دست تو به جود طعنه بر میغ زند...رباعیدست تو به جود طعنه بر میغ زند←690رباعی شماره ۶۹۰ - دشنام که از لب تو مهوش باشد...رباعیدشنام که از لب تو مهوش باشد←