مولوی
رباعیات
مولوی / دیوان شمس / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
961رباعی شماره ۹۶۱ - مائیم و توئی و خانه خالی برخیز...رباعیمائیم و توئی و خانه خالی برخیز←962رباعی شماره ۹۶۲ - مائیم و دمی کوته و سودای دراز...رباعیمائیم و دمی کوته و سودای دراز←963رباعی شماره ۹۶۳ - مائیم و هوای یار مه رو شب و روز...رباعیمائیم و هوای یار مه رو شب و روز←964رباعی شماره ۹۶۴ - مردانه بیا که نیست کار تو مجاز...رباعیمردانه بیا که نیست کار تو مجاز←965رباعی شماره ۹۶۵ - معشوقه ما کران نگیرد هرگز...رباعیمعشوقه ما کران نگیرد هرگز←966رباعی شماره ۹۶۶ - من بودم و دوش آن بت بنده نواز...رباعیمن بودم و دوش آن بت بنده نواز←967رباعی شماره ۹۶۷ - من سیر نگشته ام ز تو یار هنوز...رباعیمن سیر نگشته ام ز تو یار هنوز←968رباعی شماره ۹۶۸ - من همتیم کجا بود چون من باز...رباعیمن همتیم کجا بود چون من باز←969رباعی شماره ۹۶۹ - میگوید مرمرا نگار دلسوز...رباعیمیگوید مرمرا نگار دلسوز←970رباعی شماره ۹۷۰ - نی چاره آنکه با تو باشم همراز...رباعینی چاره آنکه با تو باشم همراز←971رباعی شماره ۹۷۱ - هین وقت صبوحست میان شب و روز...رباعیهین وقت صبوحست میان شب و روز←972رباعی شماره ۹۷۲ - یاری خواهی ز یار با یار بساز...رباعییاری خواهی ز یار با یار بساز←973رباعی شماره ۹۷۳ - یک شب چو ستاره گر نخسبی تا روز...رباعییک شب چو ستاره گر نخسبی تا روز←974رباعی شماره ۹۷۴ - آمد آمد ترش ترش یعنی بس...رباعیآمد آمد ترش ترش یعنی بس←975رباعی شماره ۹۷۵ - احوال دلم هر سحر از باد بپرس...رباعیاحوال دلم هر سحر از باد بپرس←976رباعی شماره ۹۷۶ - از حادثه جهان زاینده مترس...رباعیاز حادثه جهان زاینده مترس←977رباعی شماره ۹۷۷ - از روز قیامت جهان سوز بترس...رباعیاز روز قیامت جهان سوز بترس←978رباعی شماره ۹۷۸ - ای یوسف جان ز حال یعقوب بپرس...رباعیای یوسف جان ز حال یعقوب بپرس←979رباعی شماره ۹۷۹ - جانا صفت قدم ز ابروت بپرس...رباعیجانا صفت قدم ز ابروت بپرس←980رباعی شماره ۹۸۰ - چون روبه من شدی تو از شیر مترس...رباعیچون روبه من شدی تو از شیر مترس←981رباعی شماره ۹۸۱ - دارد به قدح می حرامی که مپرس...رباعیدارد به قدح می حرامی که مپرس←982رباعی شماره ۹۸۲ - دلدار چنان مشوش آمد که مپرس...رباعیدلدار چنان مشوش آمد که مپرس←983رباعی شماره ۹۸۳ - رو در صف بندگان ما باش و مترس...رباعیرو در صف بندگان ما باش و مترس←984رباعی شماره ۹۸۴ - رو مرکب عشق را قوی ران و مترس...رباعیرو مرکب عشق را قوی ران و مترس←985رباعی شماره ۹۸۵ - رویم چو زر زمانه می بین و مپرس...رباعیرویم چو زر زمانه می بین و مپرس←986رباعی شماره ۹۸۶ - زین عشق پر از فعل جهانسوز بترس...رباعیزین عشق پر از فعل جهانسوز بترس←987رباعی شماره ۹۸۷ - عاشق چو نمیشوی برو پشم بریس...رباعیعاشق چو نمیشوی برو پشم بریس←988رباعی شماره ۹۸۸ - مر تشنه عشق را شرابیست مترس...رباعیمر تشنه عشق را شرابیست مترس←989رباعی شماره ۹۸۹ - هستم ز غمش چنان پریشان که مپرس...رباعیهستم ز غمش چنان پریشان که مپرس←990رباعی شماره ۹۹۰ - آتش در زن بگیر پا در کویش...رباعیآتش در زن بگیر پا در کویش←