مولوی
رباعیات
مولوی / دیوان شمس / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
391رباعی شماره ۳۹۱ - گفتم که دلم آلت و انگاز مست...رباعیگفتم که دلم آلت و انگاز مست←392رباعی شماره ۳۹۲ - گفتند که شش جهت همه نور خداست...رباعیگفتند که شش جهت همه نور خداست←393رباعی شماره ۳۹۳ - گفتی چونی بنده چنانست که هست...رباعیگفتی چونی بنده چنانست که هست←394رباعی شماره ۳۹۴ - گفتی گشتم ملول و سودام گرفت...رباعیگفتی گشتم ملول و سودام گرفت←395رباعی شماره ۳۹۵ - گم باد سریکه سروران را پا نیست...رباعیگم باد سریکه سروران را پا نیست←396رباعی شماره ۳۹۶ - کوچک بودن بزرگ را کوچک نیست...رباعیکوچک بودن بزرگ را کوچک نیست←397رباعی شماره ۳۹۷ - گویند بیا به باغ کانجا لاغ است...رباعیگویند بیا به باغ کانجا لاغ است←398رباعی شماره ۳۹۸ - گویند که صاحب فنون عقل کل است...رباعیگویند که صاحب فنون عقل کل است←399رباعی شماره ۳۹۹ - گویند که عشق عاقبت تسکین است...رباعیگویند که عشق عاقبت تسکین است←400رباعی شماره ۴۰۰ - گویند مرا که این همه درد چراست...رباعیگویند مرا که این همه درد چراست←401رباعی شماره ۴۰۱ - لطف تو جهانی و قرانی افراشت...رباعیلطف تو جهانی و قرانی افراشت←402رباعی شماره ۴۰۲ - ما را بجز این زبان زبانی دگر است...رباعیما را بجز این زبان زبانی دگر است←403رباعی شماره ۴۰۳ - ما را بدم پیر نگه نتوان داشت...رباعیما را بدم پیر نگه نتوان داشت←404رباعی شماره ۴۰۴ - ما عاشق عشقیم که عشق است نجات...رباعیما عاشق عشقیم که عشق است نجات←405رباعی شماره ۴۰۵ - ما عاشق عشقیم و مسلمان دگر است...رباعیما عاشق عشقیم و مسلمان دگر است←406رباعی شماره ۴۰۶ - ماه عید است و خلق زیر و زبر است...رباعیماه عید است و خلق زیر و زبر است←407رباعی شماره ۴۰۷ - ماهی تو که فتنه ای نداری ز تو دست...رباعیماهی تو که فتنه ای نداری ز تو دست←408رباعی شماره ۴۰۸ - ماهی که نه زیر و نی به بالاست کجاست...رباعیماهی که نه زیر و نی به بالاست کجاست←409رباعی شماره ۴۰۹ - مرغ جان را میل سوی بالا نیست...رباعیمرغ جان را میل سوی بالا نیست←410رباعی شماره ۴۱۰ - مرغ دل من چو ترک این دانه گرفت...رباعیمرغ دل من چو ترک این دانه گرفت←411رباعی شماره ۴۱۱ - مر وصل ترا هزار صاحب هوس است...رباعیمر وصل ترا هزار صاحب هوس است←412رباعی شماره ۴۱۲ - مست است دو چشم از دو چشم مستت...رباعیمست است دو چشم از دو چشم مستت←413رباعی شماره ۴۱۳ - مستم ز خمار عبهر جادویت...رباعیمستم ز خمار عبهر جادویت←414رباعی شماره ۴۱۴ - مستی ز ره آمد و بما در پیوست...رباعیمستی ز ره آمد و بما در پیوست←415رباعی شماره ۴۱۵ - معشوق شراب خوار و بیسامانست...رباعیمعشوق شراب خوار و بیسامانست←416رباعی شماره ۴۱۶ - من آن توام کام منت باید جست...رباعیمن آن توام کام منت باید جست←417رباعی شماره ۴۱۷ - من بنده آن کسم که بیماش خوش است...رباعیمن بنده آن کسم که بیماش خوش است←418رباعی شماره ۴۱۸ - من زان جانم که جانها را جانست...رباعیمن زان جانم که جانها را جانست←419رباعی شماره ۴۱۹ - منصور حلاجی که اناالحق میگفت...رباعیمنصور حلاجی که اناالحق میگفت←420رباعی شماره ۴۲۰ - من کوهم و قال من صدای یار است...رباعیمن کوهم و قال من صدای یار است←