فیض کاشانی
غزلیات
فیض کاشانی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
121غزل شماره ۱۲۱ - باده عشق در کدوی من است ...غزلباده عشق در کدوی من است←122غزل شماره ۱۲۲ - مرا سودای عشق آئین دین است ...غزلمرا سودای عشق آئین دین است←123غزل شماره ۱۲۳ - عاشقی در بندگیهاسر براهم کرده است ...غزلعاشقی در بندگیهاسر براهم کرده است←124غزل شماره ۱۲۴ - چنین رخسار زیبائی که دیده است ...غزلچنین رخسار زیبائی که دیده است←125غزل شماره ۱۲۵ - در سرم فتنه ای و سودائیست ...غزلدر سرم فتنه ای و سودائیست←126غزل شماره ۱۲۶ - هر جا معشوق تازه روئی است ...غزلهر جا معشوق تازه روئی است←127غزل شماره ۱۲۷ - هر چه تو میکنی همه خوبست ...غزلهر چه تو میکنی همه خوبست←128غزل شماره ۱۲۸ - جان روشندلان که مظهر تست ...غزلجان روشندلان که مظهر تست←129غزل شماره ۱۲۹ - دگر آزار مادر دل گرفتست ...غزلدگر آزار مادر دل گرفتست←130غزل شماره ۱۳۰ - جنونی در سرم ماوا گرفتست...غزلجنونی در سرم ماوا گرفتست←131غزل شماره ۱۳۱ - دلم دیگر جنون از سرگرفته است...غزلدلم دیگر جنون از سرگرفته است←132غزل شماره ۱۳۲ - دلم با گلرخان تا خو گرفتست ...غزلدلم با گلرخان تا خو گرفتست←133غزل شماره ۱۳۳ - نه فلک چرخ زنان سودائی تست ...غزلنه فلک چرخ زنان سودائی تست←134غزل شماره ۱۳۴ - از غم هستی چو رستم غمگسار آمد بدست ...غزلاز غم هستی چو رستم غمگسار آمد بدست←135غزل شماره ۱۳۵ - پای تا سر همه ام در غمت اندیشه شدست ...غزلپای تا سر همه ام در غمت اندیشه شدست←136غزل شماره ۱۳۶ - الهی بکامم شرابی فرست ...غزلالهی بکامم شرابی فرست←137غزل شماره ۱۳۷ - عشق بیچون تو یارب در دل من چون نشست ...غزلعشق بیچون تو یارب در دل من چون نشست←138غزل شماره ۱۳۸ - مگو که چهره او را نقاب در پیشست ...غزلمگو که چهره او را نقاب در پیشست←139غزل شماره ۱۳۹ - باز آمدم با نقل و می سرمست از جام الست ...غزلباز آمدم با نقل و می سرمست از جام الست←140غزل شماره ۱۴۰ - زاهدا قدح بردار این چه غیرت خام است ...غزلزاهدا قدح بردار این چه غیرت خام است←141غزل شماره ۱۴۱ - آن ملاحت که تو داری گهر حسن آنست ...غزلآن ملاحت که تو داری گهر حسن آنست←142غزل شماره ۱۴۲ - عشق در راه طلب راهبر مردانست ...غزلعشق در راه طلب راهبر مردانست←143غزل شماره ۱۴۳ - یار را روی دل بسوی منست ...غزلیار را روی دل بسوی منست←144غزل شماره ۱۴۴ - هر چه در عالم بود او راست مغز و پوستی ...غزلهر چه در عالم بود او راست مغز و پوستی←145غزل شماره ۱۴۵ - در صدف جان دردی نیست بجز دوست دوست ...غزلدر صدف جان دردی نیست بجز دوست دوست←146غزل شماره ۱۴۶ - نیست از ما غیر نامی اوست خود را دوست دوست ...غزلنیست از ما غیر نامی اوست خود را دوست دوست←147غزل شماره ۱۴۷ - مژده آمد از قدوم آنکه دل جویای اوست...غزلمژده آمد از قدوم آنکه دل جویای اوست←148غزل شماره ۱۴۸ - ای که سرمیکشی زخدمت دوست ...غزلای که سرمیکشی زخدمت دوست←149غزل شماره ۱۴۹ - زار و نزار و خسته ام و بی قرار دوست ...غزلزار و نزار و خسته ام و بی قرار دوست←150غزل شماره ۱۵۰ - سرشته اند در گلم الا هوای دوست ...غزلسرشته اند در گلم الا هوای دوست←