سعدی
غزلیات
سعدی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
541غزل ۵۴۱ - مگر دگر سخن دشمنان نیوشیدی...غزلمگر دگر سخن دشمنان نیوشیدی←542غزل ۵۴۲ - آخر نگاهی بازکن وقتی که بر ما بگذری...غزلآخر نگاهی بازکن وقتی که بر ما بگذری←543غزل ۵۴۳ - ای برق اگر به گوشه آن بام بگذری...غزلای برق اگر به گوشه آن بام بگذری←544غزل ۵۴۴ - ای که بر دوستان همی گذری...غزلای که بر دوستان همی گذری←545غزل ۵۴۵ - بخت آیینه ندارم که در او می نگری...غزلبخت آیینه ندارم که در او می نگری←546غزل ۵۴۶ - جور بر من می پسندد دلبری...غزلجور بر من می پسندد دلبری←547غزل ۵۴۷ - خانه صاحب نظران می بری...غزلخانه صاحب نظران می بری←548غزل ۵۴۸ - دانی چه گفت مرا آن بلبل سحری...غزلدانی چه گفت مرا آن بلبل سحری←549غزل ۵۴۹ - دانمت آستین چرا پیش جمال می بری...غزلدانمت آستین چرا پیش جمال می بری←550غزل ۵۵۰ - دیدم امروز بر زمین قمری...غزلدیدم امروز بر زمین قمری←551غزل ۵۵۱ - رفتی و همچنان به خیال من اندری...غزلرفتی و همچنان به خیال من اندری←552غزل ۵۵۲ - روی گشاده ای صنم طاقت خلق می بری...غزلروی گشاده ای صنم طاقت خلق می بری←553غزل ۵۵۳ - سرو بستانی تو یا مه یا پری...غزلسرو بستانی تو یا مه یا پری←554غزل ۵۵۴ - کس درنیامدست بدین خوبی از دری...غزلکس درنیامدست بدین خوبی از دری←555غزل ۵۵۵ - گر برود به هر قدم در ره دیدنت سری...غزلگر برود به هر قدم در ره دیدنت سری←556غزل ۵۵۶ - گر کنم در سر وفات سری...غزلگر کنم در سر وفات سری←557غزل ۵۵۷ - هرگز این صورت کند صورتگری...غزلهرگز این صورت کند صورتگری←558غزل ۵۵۸ - هر نوبتم که در نظر ای ماه بگذری...غزلهر نوبتم که در نظر ای ماه بگذری←559غزل ۵۵۹ - چون است حال بستان ای باد نوبهاری...غزلچون است حال بستان ای باد نوبهاری←560غزل ۵۶۰ - خبر از عیش ندارد که ندارد یاری...غزلخبر از عیش ندارد که ندارد یاری←561غزل ۵۶۱ - خوش بود یاری و یاری بر کنار سبزه زاری...غزلخوش بود یاری و یاری بر کنار سبزه زاری←562غزل ۵۶۲ - دو چشم مست تو برداشت رسم هشیاری...غزلدو چشم مست تو برداشت رسم هشیاری←563غزل ۵۶۳ - عمری به بوی یاری کردیم انتظاری...غزلعمری به بوی یاری کردیم انتظاری←564غزل ۵۶۴ - مرا دلیست گرفتار عشق دلداری...غزلمرا دلیست گرفتار عشق دلداری←565غزل ۵۶۵ - من از تو روی نپیچم گرم بیازاری...غزلمن از تو روی نپیچم گرم بیازاری←566غزل ۵۶۶ - نه تو گفتی که به جای آرم و گفتم که نیاری...غزلنه تو گفتی که به جای آرم و گفتم که نیاری←567غزل ۵۶۷ - اگر به تحفه جانان هزار جان آری...غزلاگر به تحفه جانان هزار جان آری←568غزل ۵۶۸ - کس از این نمک ندارد که تو ای غلام داری...غزلکس از این نمک ندارد که تو ای غلام داری←569غزل ۵۶۹ - حدیث یا شکرست آن که در دهان داری...غزلحدیث یا شکرست آن که در دهان داری←570غزل ۵۷۰ - هرگز نبود سرو به بالا که تو داری...غزلهرگز نبود سرو به بالا که تو داری←