سعدی
رباعیات
سعدی / دیوان اشعار / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
31رباعی شماره ۳۱ - تو هرچه بپوشی به تو زیبا گردد...رباعیتو هرچه بپوشی به تو زیبا گردد←32رباعی شماره ۳۲ - نوروز که سیل در کمر می گردد...رباعینوروز که سیل در کمر می گردد←33رباعی شماره ۳۳ - کس عهد وفا چنانکه پروانه خرد...رباعیکس عهد وفا چنانکه پروانه خرد←34رباعی شماره ۳۴ - دستارچه ای کان بت دلبر دارد...رباعیدستارچه ای کان بت دلبر دارد←35رباعی شماره ۳۵ - گر باد ز گل حسن شبابش ببرد...رباعیگر باد ز گل حسن شبابش ببرد←36رباعی شماره ۳۶ - کس نیست که غم از دل ما داند برد...رباعیکس نیست که غم از دل ما داند برد←37رباعی شماره ۳۷ - هر وقت که بر من آن پسر می گذرد...رباعیهر وقت که بر من آن پسر می گذرد←38رباعی شماره ۳۸ - خالی که مرا عاجز و محتال بکرد...رباعیخالی که مرا عاجز و محتال بکرد←39رباعی شماره ۳۹ - چون بخت به تدبیر نکو نتوان کرد...رباعیچون بخت به تدبیر نکو نتوان کرد←40رباعی شماره ۴۰ - شمع ارچه به گریه جانگدازی می کرد...رباعیشمع ارچه به گریه جانگدازی می کرد←41رباعی شماره ۴۱ - ای باد چو عزم آن زمین خواهی کرد...رباعیای باد چو عزم آن زمین خواهی کرد←42رباعی شماره ۴۲ - آن دوست که آرام دل ما باشد...رباعیآن دوست که آرام دل ما باشد←43رباعی شماره ۴۳ - آن را که جمال ماه پیکر باشد...رباعیآن را که جمال ماه پیکر باشد←44رباعی شماره ۴۴ - آن را که نظر به سوی هر کس باشد...رباعیآن را که نظر به سوی هر کس باشد←45رباعی شماره ۴۵ - هر سرو که در بسیط عالم باشد...رباعیهر سرو که در بسیط عالم باشد←46رباعی شماره ۴۶ - گر دست تو در خون روانم باشد...رباعیگر دست تو در خون روانم باشد←47رباعی شماره ۴۷ - بیچاره کسی که بر تو مفتون باشد...رباعیبیچاره کسی که بر تو مفتون باشد←48رباعی شماره ۴۸ - آهو بره را که شیر در پی باشد...رباعیآهو بره را که شیر در پی باشد←49رباعی شماره ۴۹ - ما را به چه روی از تو صبوری باشد...رباعیما را به چه روی از تو صبوری باشد←50رباعی شماره ۵۰ - مشنو که مرا از تو صبوری باشد...رباعیمشنو که مرا از تو صبوری باشد←51رباعی شماره ۵۱ - آن خال حسن که دیدمی خالی شد...رباعیآن خال حسن که دیدمی خالی شد←52رباعی شماره ۵۲ - دانی که چرا بر دهنم راز آمد...رباعیدانی که چرا بر دهنم راز آمد←53رباعی شماره ۵۳ - روزی نظرش بر من درویش آمد...رباعیروزی نظرش بر من درویش آمد←54رباعی شماره ۵۴ - گفتم شب وصل و روز تعطیل آمد...رباعیگفتم شب وصل و روز تعطیل آمد←55رباعی شماره ۵۵ - وقت گل و روز شادمانی آمد...رباعیوقت گل و روز شادمانی آمد←56رباعی شماره ۵۶ - در چشم من آمد آن سهی سرو بلند...رباعیدر چشم من آمد آن سهی سرو بلند←57رباعی شماره ۵۷ - در خرقه توبه آمدم روزی چند...رباعیدر خرقه توبه آمدم روزی چند←58رباعی شماره ۵۸ - گویند مرو در پی آن سرو بلند...رباعیگویند مرو در پی آن سرو بلند←59رباعی شماره ۵۹ - کس با تو عدو محاربت نتواند...رباعیکس با تو عدو محاربت نتواند←60رباعی شماره ۶۰ - آنان که پریروی و شکر گفتارند...رباعیآنان که پریروی و شکر گفتارند←