اقبال لاهوری
پیام مشرق
اقبال لاهوری / پیام مشرق
فهرست متن
اشعار و آثار
151قبای زندگانی چاک تا کیسایرقبای زندگانی چاک تا کی←152میان لاله و گل آشیان گیرسایرمیان لاله و گل آشیان گیر←153بجان من که جان نقش تن انگیختسایربجان من که جان نقش تن انگیخت←154به گوشم آمد از خاک مزاریسایربه گوشم آمد از خاک مزاری←155مشو نومید ازین مشت غباریسایرمشو نومید ازین مشت غباری←156جهان رنگ و بو فهمیدنی هستسایرجهان رنگ و بو فهمیدنی هست←157تو می گوئی که من هستم خدا نیستسایرتو می گوئی که من هستم خدا نیست←158بساطم خالی از مرغ کباب استسایربساطم خالی از مرغ کباب است←159رگ مسلم ز سوز من تپید استسایررگ مسلم ز سوز من تپید است←160بحرف اندر نگیری لامکانراسایربحرف اندر نگیری لامکانرا←161بهر دل عشق رنگ تازه بر کردسایربهر دل عشق رنگ تازه بر کرد←162هنوز از بند آب و گل نرستیسایرهنوز از بند آب و گل نرستی←163مرا ذوق سخن خون در جگر کردسایرمرا ذوق سخن خون در جگر کرد←164گریز آخر ز عقل ذوفنون کردسایرگریز آخر ز عقل ذوفنون کرد←165گل نخستینسایرهنوز همنفسی در چمن نمی بینم←166دعاسایرایکه از خمخانه فطرت بجامم ریختی←167هلال عیدسایرنتوان ز چشم شوق رمید ای هلال عید←168تسخیر فطرتسایرمیلاد آدم←169بوی گلسایرحوری به کنج گلشن جنت تپید و گفت←170نوای وقتسایرخورشید بدامانم انجم به گریبانم←171فصل بهارسایرخیز که در کوه و دشت خیمه زد ابر بهار←172حیات جاویدسایرگمان مبر که به پایان رسید کار مغان←173افکار انجمسایرشنیدم کوکبی با کوکبی گفت←174زندگیسایرشبی زار نالید ابر بهار←175محاوره علم و عشقسایرعلم:←176سرود انجمسایرهستی ما نظام ما←177نسیم صبحسایرز روی بحر و سر کوهسار می آیم←178پند باز با بچه خویشسایرتو دانی که بازان ز یک جوهرند←179کرم کتابیسایرشنیدم شبی در کتب خانه من←180کبر و نازسایریخ ، جوی کوه را ز ره کبر و ناز گفت←