کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

اقبال لاهوری

زبور عجم

اقبال لاهوری / زبور عجم

فهرست متن

اشعار و آثار

142 مورد
91انقلاب! ای انقلاب!سایرخواجه از خون رگ مزدور سازد لعل ناب92گرچه می دانم که روزی بی نقاب آید برونسایرگرچه می دانم که روزی بی نقاب آید برون93گشاده رو ز خوش و ناخوش زمانه گذرسایرگشاده رو ز خوش و ناخوش زمانه گذر94زندگی در صدف خویش گهر ساختن استسایرزندگی در صدف خویش گهر ساختن است95برون زین گنبد در بسته پیدا کرده ام راهیسایربرون زین گنبد در بسته پیدا کرده ام راهی96گنهکار غیورم مزد بی خدمت نمی گیرمسایرگنهکار غیورم مزد بی خدمت نمی گیرم97جهان کورست و از آئینه دل غافل افتاد استسایرجهان کورست و از آئینه دل غافل افتاد است98نیابی در جهان یاری که داند دلنوازی راسایرنیابی در جهان یاری که داند دلنوازی را99علمی که تو آموزی مشتاق نگاهی نیستسایرعلمی که تو آموزی مشتاق نگاهی نیست100چو خورشید سحر پیدا نگاهی می توان کردنسایرچو خورشید سحر پیدا نگاهی می توان کردن101کشیدی باده ها در صحبت بیگانه پی در پیسایرکشیدی باده ها در صحبت بیگانه پی در پی102عشق اندر جستجو افتاد آدم حاصل استسایرعشق اندر جستجو افتاد آدم حاصل است103بیا که خاوریان نقش تازه ئی بستندسایربیا که خاوریان نقش تازه ئی بستند104عشق را نازم که بودش را غم نابود نیسایرعشق را نازم که بودش را غم نابود نی105بر دل بیتاب من ساقی می نابی زندسایربر دل بیتاب من ساقی می نابی زند106فروغ خاکیان از نوریان افزون شود روزیسایرفروغ خاکیان از نوریان افزون شود روزی107ز رسم و راه شریعت نکرده ام تحقیقسایرز رسم و راه شریعت نکرده ام تحقیق108از همه کس کناره گیر صحبت آشنا طلبسایراز همه کس کناره گیر صحبت آشنا طلب109بینی جهان را خود را نبینیسایربینی جهان را خود را نبینی110من هیچ نمی ترسم از حادثه شب هاسایرمن هیچ نمی ترسم از حادثه شب ها111تو کیستی ز کجائی که آسمان کبودسایرتو کیستی ز کجائی که آسمان کبود112دیار شوق که درد آشناست خاک آنجاسایردیار شوق که درد آشناست خاک آنجا113می دیرینه و معشوق جوان چیزی نیستسایرمی دیرینه و معشوق جوان چیزی نیست114قلندران که به تسخیر آب و گل کوشندسایرقلندران که به تسخیر آب و گل کوشند115دو دسته تیغم و گردون برهنه ساخت مراسایردو دسته تیغم و گردون برهنه ساخت مرا116مثل شرر ذره را تن به تپیدن دهمسایرمثل شرر ذره را تن به تپیدن دهم117خودی را مردم آمیزی دلیل نارسائی هاسایرخودی را مردم آمیزی دلیل نارسائی ها118چون چراغ لاله سوزم در خیابان شماسایرچون چراغ لاله سوزم در خیابان شما119دم مرا صفت باد فرودین کردندسایردم مرا صفت باد فرودین کردند120گذر از آنکه ندیدست و جز خبر ندهدسایرگذر از آنکه ندیدست و جز خبر ندهد