سعدی
قطعات
سعدی / مواعظ / قطعات
فهرست متن
اشعار و آثار
91شماره ۹۱ - نفس ظالم، مثال زنبورست...سایرنفس ظالم، مثال زنبورست←92شماره ۹۲ - آسیا سنگ ده هزار منی...سایرآسیا سنگ ده هزار منی←93شماره ۹۳ - بدین الحان داودی عجب نیست...سایربدین الحان داودی عجب نیست←94شماره ۹۴ - چو نیکبخت شدی ایمن از حسود مباش...سایرچو نیکبخت شدی ایمن از حسود مباش←95شماره ۹۵ - رسم و آیین پادشاهانست...سایررسم و آیین پادشاهانست←96شماره ۹۶ - نشان آخر عهد و زوال ملک ویست...سایرنشان آخر عهد و زوال ملک ویست←97شماره ۹۷ - آنکه در حضرت بیچون تو قربی دارد...سایرآنکه در حضرت بیچون تو قربی دارد←98شماره ۹۸ - دامن آلوده اگر خود همه حکمت گوید...سایردامن آلوده اگر خود همه حکمت گوید←99شماره ۹۹ - آدمی سان و نیک محضر باش...سایرآدمی سان و نیک محضر باش←100شماره ۱۰۰ - تا نگویی که عاملان حریص...سایرتا نگویی که عاملان حریص←101شماره ۱۰۱ - رحمت صفت خدای باقیست...سایررحمت صفت خدای باقیست←102شماره ۱۰۲ - هیچ فرصت ورای آن مطلب...سایرهیچ فرصت ورای آن مطلب←103شماره ۱۰۳ - الحق امنای مال ایتام...سایرالحق امنای مال ایتام←104شماره ۱۰۴ - ناکسان را فراستیست عظیم...سایرناکسان را فراستیست عظیم←105شماره ۱۰۵ - امیر ما عسل از دست خلق می نخورد...سایرامیر ما عسل از دست خلق می نخورد←106شماره ۱۰۶ - چه گنجها بنهادند و دیگری برداشت...سایرچه گنجها بنهادند و دیگری برداشت←107شماره ۱۰۷ - خواهی از دشمن نادان که گزندت نرسد...سایرخواهی از دشمن نادان که گزندت نرسد←108شماره ۱۰۸ - متکلف به نغمه در قرآن...سایرمتکلف به نغمه در قرآن←109شماره ۱۰۹ - مرغ جایی که علف بیند و چیند گردد...سایرمرغ جایی که علف بیند و چیند گردد←110شماره ۱۱۰ - هزار سال به امید تو توانم بود...سایرهزار سال به امید تو توانم بود←111شماره ۱۱۱ - هر که بر روی زمین مهلت عیشی دارد...سایرهر که بر روی زمین مهلت عیشی دارد←112شماره ۱۱۲ - اگر ملازم خاک در کسی باشی...سایراگر ملازم خاک در کسی باشی←113شماره ۱۱۳ - نگر تا نبینی ز ظلم شهی...سایرنگر تا نبینی ز ظلم شهی←114شماره ۱۱۴ - روز قالی فشاندنست امروز...سایرروز قالی فشاندنست امروز←115شماره ۱۱۵ - گر خردمند از اوباش جفایی بیند...سایرگر خردمند از اوباش جفایی بیند←116شماره ۱۱۶ - هر که بینی مراد و راحت خویش...سایرهر که بینی مراد و راحت خویش←117شماره ۱۱۷ - ظاهرا در مدح صاحب دیوان استسایربه سمع خواجه رسانید اگر مجال بود←118شماره ۱۱۸ - ناگهان بانگ در سرای افتد...سایرناگهان بانگ در سرای افتد←119شماره ۱۱۹ - یارب این نامه سیه کرده بیفایده عمر...سایریارب این نامه سیه کرده بیفایده عمر←120شماره ۱۲۰ - حقیقتیست که دانا سرای عاریتی...سایرحقیقتیست که دانا سرای عاریتی←