قاآنی
قصاید
قاآنی / قصاید
فهرست متن
اشعار و آثار
121قصیده شماره ۱۲۱ - من نتایج طبعهقصیدهسیه زلف از بر آن چهر دلبر←122قصیده شماره ۱۲۲ - در ستایش امیر الامرا العظام نظام ا لدوله حسین خان دام مجده ا لعالی حکمران فارس فرمایدقصیدهشادان رسید دوش نگارینم از سفر←123قصیده شماره ۱۲۳ - د ر ستایش پادشاه جمجاه محمدشاه غازی طاب ا لله ثراه گویدقصیدهشباهنگام کز انبوه اختر←124قصیده شماره ۱۲۴ - در ستایش وزیر بی نظیر حاج میرزا آقاسیقصیدهشب گذشته که همزاد بود با محشر←125قصیده شماره ۱۲۵ - در ستایش امیر الامرا النظام میرزا نبی خان رحمه الله فرمایدقصیدهشد کاسه ام از باده تهی کیسه ام از زر←126قصیده شماره ۱۲۶ - در تهنیت ورود قایم مقام طاب ثراه به خراسانقصیدهشکر که آمد ز ری به خطه خاور←127قصیده شماره ۱۲۷ - وله ایضا رحمه للهقصیدهصبح چون مهر سرزد از خاور←128قصیده شماره ۱۲۸ - در ستایش شاهزاده فریدون میرزاقصیدهطراق سندان برخاست ای غلام از در←129قصیده شماره ۱۲۹ - در ستایش شاهنشاه اسلام پناه ناصرالدین شاه غازی خلدالله ملکه گویدقصیدهفرو بگرفته گیتی را به باغ و راغ وکوه و در←130قصیده شماره ۱۳۰ - در تعریف کتاب باده بی خمار و ستایش خاقان خلد آشیان فتحعلی شاه طاب الله ثراه گویدقصیدهلبالب کن ای مهربان ماه ساغر←131قصیده شماره ۱۳۱ - در ستایش محمد شاه گویدقصیدهماه رمضان آمد ای ترک سمنبر←132قصیده شماره ۱۳۲ - در ستایش امیرکبیر میرز تقی خان رحمه آلله فرمایدقصیدهیازده ماه کند روزه به هر سال سفر←133قصیده شماره ۱۳۳ - د ر نعت خاتم الانبیا صلی لله علیه و آله و ستایش پادشاه غازی محمدشاه طاب ثراه فرمایدقصیدهآفتاب و سایه می رقصند با هم ذره وار←134قصیده شماره ۱۳۴ - د ر تعربف مصور و توصیف تصویر فرمایدقصیدهآفرین برکلک سحرانگیز آن صورت نگار←135قصیده شماره ۱۳۵ - و له ایضا فی مدحهقصیدهاز خجلت تیغ ملک و ابروی دلدار←136قصیده شماره ۱۳۶ - در ستایش شاهزاده ی رضوان آرامگاه نواب فریدون میرزا طاب ثراه گویدقصیدهاز سر دوش دو ضحاک درآویخت دو مار←137قصیده شماره ۱۳۷ - در منقبت مولانا اسدالله الغالب علی بن ابیطالب علیه السلام و ستایش شاهنشاه ناصرالدین شاه خلدالله ملکه گویدقصیدهاسم شد مشید و دین گشت استوار←138قصیده شماره ۱۳۸ - در ستایش ابولملوک فحتعلی شاه طاب لله ثراه و جعل الجنه مثواه گویدقصیدهافتتاح هر سخن در نزد مرد هوشیار←139قصیده شماره ۱۳۹ - در ستایش شاهزاده رضوان و ساده فریدون میرزا طاب ثراهقصیدهامروز از دوکعبه جهان دارد افتخار←140قصیده شماره ۱۴۰ - در تهنیت ورود مسعود امیرکبیر حسین خان د ر ملک فارس گویدقصیدهای اهل فارس ، مژده که از فضل کردگار←141قصیده شماره ۱۴۱ - د ر مدح فریدون میرزا گویدقصیدهای ترک می فروش ای ماه میگسار←142قصیده شماره ۱۴۲ - و له ایضاقصیدهای زان دو سیه مار که جا داده به گلزار←143قصیده شماره ۱۴۳ - د ر ستایش امیر مبرور آ صف الدوله اللهیارخان گویدقصیدهای طره و چهر تو یکی نار و یکی مار←144قصیده شماره ۱۴۴ - در ستایش نظام الدوله حسین خان و به تهنیت تمثال همایونقصیدهای همایون صورت میمون شاه کامگار←145قصیده شماره ۱۴۵ - در تهنیت تشریف پادشاهی و مدح علیخان والی گویدقصیدهباد میمون این بهین تشریف شاه کامگار←146قصیده شماره ۱۴۶ - در ستایش نظام الدوله حسین خان فرمایدقصیدهبا فال نیک بهر زمین بوس شهریار←147قصیده شماره ۱۴۷ - در ستایش امیربهرام صولت معتمدالدوله منوچهرخان فرمایدقصیدهبا فال نیک و حال خوش و بخت کامگار←148قصیده شماره ۱۴۸ - د ر تهنیت تشریف قبای بیضا ضیای شهریاری د ر ستایش حسین خان نظام الدولهقصیدهبوده جای یک جهان جان این قبای شهریار←149قصیده شماره ۱۴۹ - در ستایش وزیر بی نظیر صدر اعظم میرزا آقاخان گویدقصیدهبوی مشک آید چو بویم آن دو زلف مشکبار←150قصیده شماره ۱۵۰ - در مدح جناب حاجی آقاسی گویدقصیدهبهار آمد و دی را گرفت و کرد مهار←