کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

عطار

غزلیات

عطار / دیوان اشعار / غزلیات

فهرست متن

اشعار و آثار

852 مورد
301غزل شماره ۳۰۱ - از می عشق نیستی هر که خروش می زند...غزلاز می عشق نیستی هر که خروش می زند302غزل شماره ۳۰۲ - چون لبش درج گهر باز کند...غزلچون لبش درج گهر باز کند303غزل شماره ۳۰۳ - هر که درین دایره دوران کند...غزلهر که درین دایره دوران کند304غزل شماره ۳۰۴ - آفتاب رخ آشکاره کند...غزلآفتاب رخ آشکاره کند305غزل شماره ۳۰۵ - هر زمانی زلف را بندی کند...غزلهر زمانی زلف را بندی کند306غزل شماره ۳۰۶ - دل ز میان جان و دل قصد هوات می کند...غزلدل ز میان جان و دل قصد هوات می کند307غزل شماره ۳۰۷ - هر که عزم عشق رویش می کند...غزلهر که عزم عشق رویش می کند308غزل شماره ۳۰۸ - عشق توام داغ چنان می کند...غزلعشق توام داغ چنان می کند309غزل شماره ۳۰۹ - زلف شبرنگش شبیخون می کند...غزلزلف شبرنگش شبیخون می کند310غزل شماره ۳۱۰ - گر فلک دیده بر آن چهره زیبا فکند...غزلگر فلک دیده بر آن چهره زیبا فکند311غزل شماره ۳۱۱ - چو تاب در سر آن زلف دلستان فکند...غزلچو تاب در سر آن زلف دلستان فکند312غزل شماره ۳۱۲ - دل نظر بر روی آن شمع جهان می افکند...غزلدل نظر بر روی آن شمع جهان می افکند313غزل شماره ۳۱۳ - سر مستی ما مردم هشیار ندانند...غزلسر مستی ما مردم هشیار ندانند314غزل شماره ۳۱۴ - عاشقان چون به هوش باز آیند...غزلعاشقان چون به هوش باز آیند315غزل شماره ۳۱۵ - اصحاب صدق چون قدم اندر صفا زنند...غزلاصحاب صدق چون قدم اندر صفا زنند316غزل شماره ۳۱۶ - آنها که در حقیقت اسرار می روند...غزلآنها که در حقیقت اسرار می روند317غزل شماره ۳۱۷ - دل ز جان برگیر تا راهت دهند...غزلدل ز جان برگیر تا راهت دهند318غزل شماره ۳۱۸ - قومی که در فنا به دل یکدگر زیند...غزلقومی که در فنا به دل یکدگر زیند319غزل شماره ۳۱۹ - هر که سرگردان این سودا بود...غزلهر که سرگردان این سودا بود320غزل شماره ۳۲۰ - شبی کز زلف تو عالم چو شب بود...غزلشبی کز زلف تو عالم چو شب بود321غزل شماره ۳۲۱ - آن را که ز وصل او خبر بود...غزلآن را که ز وصل او خبر بود322غزل شماره ۳۲۲ - عشق بی درد ناتمام بود...غزلعشق بی درد ناتمام بود323غزل شماره ۳۲۳ - آنچه نقد سینه مردان بود...غزلآنچه نقد سینه مردان بود324غزل شماره ۳۲۴ - عشق را پیر و جوان یکسان بود...غزلعشق را پیر و جوان یکسان بود325غزل شماره ۳۲۵ - آنرا که ز وصل او نشان بود...غزلآنرا که ز وصل او نشان بود326غزل شماره ۳۲۶ - هر که را با لب تو پیمان بود...غزلهر که را با لب تو پیمان بود327غزل شماره ۳۲۷ - هر که را اندیشه درمان بود...غزلهر که را اندیشه درمان بود328غزل شماره ۳۲۸ - زلف تو که فتنه جهان بود...غزلزلف تو که فتنه جهان بود329غزل شماره ۳۲۹ - هر که را ذره ای وجود بود...غزلهر که را ذره ای وجود بود330غزل شماره ۳۳۰ - هر که را در عشق تو کاری بود...غزلهر که را در عشق تو کاری بود