عرفی
غزلها
عرفی شیرازی / غزلها
فهرست متن
اشعار و آثار
61غزل شماره ۶۱ - می مغانه که از درد شور و شر صاف است...غزلمی مغانه که از درد شور و شر صاف است←62غزل شماره ۶۲ - گر نوش وفا قحط شود، نیش کفاف است...غزلگر نوش وفا قحط شود، نیش کفاف است←63غزل شماره ۶۳ - آتشین لاله ی دل صد ورق است...غزلآتشین لاله ی دل صد ورق است←64غزل شماره ۶۴ - دو عالم سوختن نیرنگ عشق است...غزلدو عالم سوختن نیرنگ عشق است←65غزل شماره ۶۵ - خاموشی من قفل نهان خانه ی عشق است...غزلخاموشی من قفل نهان خانه ی عشق است←66غزل شماره ۶۶ - منزل گه دل ها همه کاشانه ی عشق است...غزلمنزل گه دل ها همه کاشانه ی عشق است←67غزل شماره ۶۷ - مرا که شیشه ی دل در زیارت سنگ است...غزلمرا که شیشه ی دل در زیارت سنگ است←68غزل شماره ۶۸ - هزار حسن عبادت نه زشتی عمل است...غزلهزار حسن عبادت نه زشتی عمل است←69غزل شماره ۶۹ - تا خط به گرد آن لب شیرین شمایل است...غزلتا خط به گرد آن لب شیرین شمایل است←70غزل شماره ۷۰ - دریا فراخ و کشتی ما بی معلم است...غزلدریا فراخ و کشتی ما بی معلم است←71غزل شماره ۷۱ - هر خنده دریچه ی گشاینده ی غم است...غزلهر خنده دریچه ی گشاینده ی غم است←72غزل شماره ۷۲ - گر تکیه گاه گلخن و گر مسند جم است...غزلگر تکیه گاه گلخن و گر مسند جم است←73غزل شماره ۷۳ - گرد محنت به طوف منزل ماست...غزلگرد محنت به طوف منزل ماست←74غزل شماره ۷۴ - ما را به طرب موعظت و پند حرام است...غزلما را به طرب موعظت و پند حرام است←75غزل شماره ۷۵ - ما تشنه لب و چشمه ی حیوان نفس ماست...غزلما تشنه لب و چشمه ی حیوان نفس ماست←76غزل شماره ۷۶ - باز آتش غم دست در آغوش رخس ماست...غزلباز آتش غم دست در آغوش رخس ماست←77غزل شماره ۷۷ - زخم از دهان تیغ ربودن نزاع ماست...غزلزخم از دهان تیغ ربودن نزاع ماست←78غزل شماره ۷۸ - کوی عشق است این که در هر گام صد عاقل گم است...غزلکوی عشق است این که در هر گام صد عاقل گم است←79غزل شماره ۷۹ - نوشیم شربتی که شکرها درو گم است...غزلنوشیم شربتی که شکرها درو گم است←80غزل شماره ۸۰ - رسید مژده ای و قاصد مقیم خرگه ماست...غزلرسید مژده ای و قاصد مقیم خرگه ماست←81غزل شماره ۸۱ - پیر کعنان چمنی گوشه ی بیت الحزن است...غزلپیر کعنان چمنی گوشه ی بیت الحزن است←82غزل شماره ۸۲ - کسی که بر اثر مدعای خویشتن است...غزلکسی که بر اثر مدعای خویشتن است←83غزل شماره ۸۳ - از بس که جور کرد به دل غم که آشناست...غزلاز بس که جور کرد به دل غم که آشناست←84غزل شماره ۸۴ - از نور یار چون نفسم خانه روشن است...غزلاز نور یار چون نفسم خانه روشن است←85غزل شماره ۸۵ - نگفتن و نشنودن زبان و گوش من است...غزلنگفتن و نشنودن زبان و گوش من است←86غزل شماره ۸۶ - منم که طاعت بت لازم سرشت من است...غزلمنم که طاعت بت لازم سرشت من است←87غزل شماره ۸۷ - گو ز من دل جمع دار آن کس که با من دشمن است...غزلگو ز من دل جمع دار آن کس که با من دشمن است←88غزل شماره ۸۸ - درد نایافت ز بی دردی اقبال من است...غزلدرد نایافت ز بی دردی اقبال من است←89غزل شماره ۸۹ - ممنون ترکتازی گردون دل من است...غزلممنون ترکتازی گردون دل من است←90غزل شماره ۹۰ - مگر زمانه اسیر کمند آه من است...غزلمگر زمانه اسیر کمند آه من است←