کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

عطار

عذر آوردن مرغان

عطار / منطق الطیر / عذر آوردن مرغان

فهرست متن

اشعار و آثار

98 مورد
61سخن دیوانه ای درباره عالمسایرنیم شب دیوانه ای خوش می گریست62حکایت احمد حنبل که پیش بشر حافی می رفتسایراحمد حنبل امام عصر بود63حکایت پادشاه هندوان که اسیر محمود گشت و مسلمان شدسایرهندوان را پادشاهی بود پیر64حکایت مردی غازی و مردی کافر که مهلت نماز به یکدیگر دادندسایرغازیی از کافری بس سرفراز65حکایت یوسف و ده برادرش که در قحطی به چاره جویی پیش او آمدند و گفتگوی آنهاسایرده برادر قحطشان کرده نفور66حکایت غلامان عمید خراسان و دیوانه ژنده پوشسایردر خراسان بود دولت بر مزید67حکایت دیوانه ای که از سرما به ویرانه ای پناه برد و خشتی بر سرش خوردسایرگفت آن دیوانه تن برهنه68حکایت مردی که خری به عاریت گرفت و آنرا گرگ دریدسایربود در کاریز بی سرمایه ای69قحطی مصر و مردن مردم و گفته مرد دیوانهسایرخاست اندر مصر قحطی ناگهان70حکایت دیوانه ای که تگرگی بر سرش خورد و گمان برد کودکان بر سر او سنگ می زنندسایربود آن دیوانه خون از دل چکان71گفته واسطی که گذارش بر گور جهودان افتادسایرواسطی می رفت سرگردان شده72پاسخ بایزید به نکیر و منکرسایرچون برفت از دار دنیا بایزید73حکایت درویش حق جو و راز و نیاز اوسایربود درویشی ز فرط عشق زار74حکایت محمود که مهمان گلخن تاب شدسایریک شبی محمود دل پر تاب شد75سقایی که از سقای دیگر آب خواستسایرمی شد آن سقا مگر آبی به کف76حکایت شیخ بوبکر نشابوری که خرش بر لاف زدن او بادی رها کردسایرشیخ بوبکر نشابوری به راه77حکایت رازجویی موسی از ابلیسسایرحق تعالی گفت با موسی به راز78عقیده مردی پاک دین درباره مبتدیسایرپاک دینی گفت آن نیکوترست79شیخی که از سگی پلید دامن در نچیدسایردر بر شیخی سگی می شد پلید80حکایت عابدی که در زمان موسی مشغول ریش خود بودسایرعابدی بودست در وقت کلیم81حکایت ابلهی که در آب افتاد و ریش بزرگش وبال او بودسایرداشت ریشی بس بزرگ آن ابلهی82حکایت صوفیی که هرگاه جامه می شست باران می آمدسایرصوفیی چون جامه شستی گاه گاه83حکایت دیوانه ای که در کوهسار با پلنگان انس کرده بودسایربود مجنونی عجب در کوه سار84حکایت عزیزی که از داشتن خداوند شادی میکردسایرآن عزیزی گفت شد هفتاد سال85حکایت مستی که مست دیگر را بر مستی ملامت میکردسایربود مستی سخت لایعقل، خراب86حکایت عاشقی که عیب چشم یار را پس از نقصان عشق دیدسایربود مردی شیردل خصم افکنی87حکایت محتسبی که مستی را میزد و گفتار آن مستسایرمحتسب آن مرد را می زد به زور88گفته بوعلی رودبار در وقت مرگسایروقت مردن بوعلی رودبار89پیام خداوند به بندگان توسط داودسایرحق تعالی گفت ای داود پاک90نارضا بودن ایاز از اینکه محمود سلطنت را به او دادسایرگفت ایاز خاص را محمود خواند