سنایی
قصاید
سنایی / دیوان اشعار / قصاید
فهرست متن
اشعار و آثار
31قصیده شماره ۳۱ - در تعلیم طی طریق معرفتقصیدههمچو مردان یک قدم در راه دین باید نهاد←32قصیده شماره ۳۲ - کسی کاندر صف گبران به بتخانه کمر بندد...قصیدهکسی کاندر صف گبران به بتخانه کمر بندد←33قصیده شماره ۳۳ - ای چو عقل از کل موجودات فرد...قصیدهای چو عقل از کل موجودات فرد←34قصیده شماره ۳۴ - در دل نبستن به مهر دنیاقصیدهمسلمانان سرای عمر، در گیتی دو در دارد←35قصیده شماره ۳۵ - در ستایش شعر خویش گویدقصیدهاگر ذاتی تواند بود کز هستی توان دارد←36قصیده شماره ۳۶ - در صفت معشوق روحانی و تجلیات نورانیقصیدهدل بی لطف تو جان ندارد←37قصیده شماره ۳۷ - در مدح خواجه حکیم ابوالحسن علی بن محمد طبیبقصیدهتا باز فلک طبع هوا را چو هوا کرد←38قصیده شماره ۳۸ - ثابت من قصد خرابات کرد...قصیدهثابت من قصد خرابات کرد←39قصیده شماره ۳۹ - در مدح خواجه عمید ثقهالملک، طاهرقصیدهدی دل ما فگار خواهد کرد←40قصیده شماره ۴۰ - در مدح امیر بار سلطانقصیدهباز جانها شکار خواهد کرد←41قصیده شماره ۴۱ - سخنی از میراث استادانقصیدهمبارز او بود کاول غزا با جان و تن گیرد←42قصیده شماره ۴۲ - در زهد و موعظهقصیدهوجود عشق عاشق را وجود اندر عدم سازد←43قصیده شماره ۴۳ - در مدح بهرامشاهقصیدهروزی که جان من ز فراقش بلا کشد←44قصیده شماره ۴۴ - در مدح امیر اسماعیل بن ابراهیمقصیدهخورشید چو از حوت به برج حمل آمد←45قصیده شماره ۴۵ - طعنه بر علمای دنیاجوقصیدهای سنایی ز جسم و جان تا چند←46قصیده شماره ۴۶ - در مذمت دشمنان و جاهلانقصیدهاین ابلهان که بی سبب دشمن منند←47قصیده شماره ۴۷ - کرد رفت از مردمان اندر جهان اقوال ماند...قصیدهکرد رفت از مردمان اندر جهان اقوال ماند←48قصیده شماره ۴۸ - در مدح بهرامشاهقصیدهعقل کل در نقش روی دلبرم حیران بماند←49قصیده شماره ۴۹ - در تغییر احوال مردم و دگرگونی روزگارقصیدهای مسلمانان خلایق حال دیگر کرده اند←50قصیده شماره ۵۰ - در وصف بهارقصیدهباز متواری روان عشق صحرایی شدند←51قصیده شماره ۵۱ - در استغنای معشوق طناز و وفای عاشققصیدهعاشقانت سوی تو تحفه اگر جان آرند←52قصیده شماره ۵۲ - و ایضا در مذمت دنیا جویانقصیدهمرحبا بحری که از آب و گلش گوهر برند←53قصیده شماره ۵۳ - این شعر را حکیم سنایی در پاسخ یکی از شعرا گفتهقصیدهچون همی از باغ بوی زلف یار ما زند←54قصیده شماره ۵۴ - آن شاعر این شعر را در پاسخ حکیم سنایی فرستادقصیدهباش تا حسن نگارم خیمه بر صحرا زند←55قصیده شماره ۵۵ - در مدح بهرامشاهقصیدهروز بر عاشقان سیاه کند←56قصیده شماره ۵۶ - در نعت رسول اکرم و اصحاب پاک اوقصیدهروشن آن بدری که کمتر منزلش عالم بود←57قصیده شماره ۵۷ - در مدح سیف الحق محمد منصورقصیدهای رفیقان دوش ما را در سرایی سور بود←58قصیده شماره ۵۸ - در مذمت عافیت جوییقصیدهدر جهان دردی طلب کان عشق سوز جان بود←59قصیده شماره ۵۹ - از راه پر مخافت عشق گویدقصیدهسوز شوق ملکی بر دلت آسان نشود←60قصیده شماره ۶۰ - در مدح ناصح الملک کمال الدین شیخ الحرمین خطیب نوآبادیقصیدهای خدایی که رهیت افسر دو جهان نشود←