سنایی
قصاید و قطعات
سنایی / دیوان اشعار / قصاید و قطعات
فهرست متن
اشعار و آثار
151شماره ۱۵۱ - هر که چون کاغذ و قلم باشد...سایرهر که چون کاغذ و قلم باشد←152شماره ۱۵۲ - ای خرد را جمال و جان را زین...سایرای خرد را جمال و جان را زین←153شماره ۱۵۳ - در مدح جمال المعاشرین قوالسایرای جمال معاشران چونست←154شماره ۱۵۴ - در مدح بهرامشاهسایرخواجه سلام علیک کو لب چون نوش او←155شماره ۱۵۵ - در مدح بهرامشاهسایرخواجه غلط کرده است در چه؟ در ابروی او←156شماره ۱۵۶ - در رثای ابوالمعالی احمد بن یوسفسایررفت قاضی بلمعالی ای سنایی آه کو←157شماره ۱۵۷ - در هجای علی سه بوسشسایرایا کشیخان بد اصل ای سه بوسش←158شماره ۱۵۸ - با تو باشم از تو نندیشم که با فضلی و عدل...سایربا تو باشم از تو نندیشم که با فضلی و عدل←159شماره ۱۵۹ - در چشمت ای رفیقک ای خام قلتبان...سایردر چشمت ای رفیقک ای خام قلتبان←160شماره ۱۶۰ - تقاضای گوشت و انگورسایرای چو ماهی نشسته در خرگاه←161شماره ۱۶۱ - در رثای محمد بهروزسایراعتقاد محمد بهروز←162شماره ۱۶۲ - گفتم بنالم از تو به یاران و دوستان...سایرگفتم بنالم از تو به یاران و دوستان←163شماره ۱۶۳ - ای فلک شمس شرف جاه تو...سایرای فلک شمس شرف جاه تو←164شماره ۱۶۴ - بخور من بود دود درمنه...سایربخور من بود دود درمنه←165شماره ۱۶۵ - ای تیر غم و رنج بسی خورده و برده...سایرای تیر غم و رنج بسی خورده و برده←166شماره ۱۶۶ - ای زده بر فلک سراپرده...سایرای زده بر فلک سراپرده←167شماره ۱۶۷ - این چه قرنست اینکه در خوابند بیداران همه...سایراین چه قرنست اینکه در خوابند بیداران همه←168شماره ۱۶۸ - شغل سرهنگان دین از مرد متواری مجوی...سایرشغل سرهنگان دین از مرد متواری مجوی←169شماره ۱۶۹ - تا کی اندر راه دین با نفس دمسازی کنی...سایرتا کی اندر راه دین با نفس دمسازی کنی←170شماره ۱۷۰ - در مدح خواجه اسماعیل شنیزیسایرعلم و عمل خواجه اسماعیل شنیزی←171شماره ۱۷۱ - اگر پای تو از خط خطا گامی بعیدستی...سایراگر پای تو از خط خطا گامی بعیدستی←172شماره ۱۷۲ - پسری دیدم پوشیده قبای...سایرپسری دیدم پوشیده قبای←173شماره ۱۷۳ - به هفت کشور تا شکر پنج و ده گویم...سایربه هفت کشور تا شکر پنج و ده گویم←174شماره ۱۷۴ - سخا و سخن جان محض ست ایرا...سایرسخا و سخن جان محض ست ایرا←175شماره ۱۷۵ - نکند دانا مستی نخورد عاقل می...سایرنکند دانا مستی نخورد عاقل می←176شماره ۱۷۶ - کسی را کو نسب پاکیزه باشد...سایرکسی را کو نسب پاکیزه باشد←177شماره ۱۷۷ - شربهای جهان همه خوردیم...سایرشربهای جهان همه خوردیم←178شماره ۱۷۸ - شد دیده من سپید از وعدت...شعر سپیدشد دیده من سپید از وعدت←179شماره ۱۷۹ - از زبان تیر خراسسایرای لاف زنی که هر کجا هستی←180شماره ۱۸۰ - چون به ملک اندر بر آرد گردی از مردان مرد...سایرچون به ملک اندر بر آرد گردی از مردان مرد←