کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

وحشی

ناظر و منظور

وحشی / ناظر و منظور

فهرست متن

اشعار و آثار

31 مورد
1سر آغازسایرزهی نام تو سر دیوان هستی2نظر اعتبار بر صورت عالم گشودن و راه سخن به گام عرفان طی نمودن در سر این معنی که درون از پرده موجودات واجب الوجودی هست و برون از حلقه کاینات معبودی که حرکت هر جانداری از قدرت اوست و کثرت تغییر عالم شاهد بر وحدت اوسایرایا مدهوش جام خواب غفلت3دست نیاز به درگاه بی نیاز گشودن و از حضرت باری التماس رستگاری نمودنسایرخداوندا گنهکاریم جمله4مثقب خامه را بر گوهر نهادن و رشته های گوهر معنی را ترتیب دادن در ایثار تاجداری که گوهر ذاتش باعث دریای آفرینش است و جوهر صفاتش منشاء فیض ارباب بینش استسایررقم سازی که این زیبا رقم زد5طلوع کردن اختر معانی از افق سپهر نکته دانی در تعریف شبی که اخترش طعنه بر نور بدر می زد و صحبتش طعنه بر شام قدرسایرشبی چون روز شادی عشرت افزای6رو به میدان معانی کردن و تیغ دو زبان برآوردن در مدح شهسواری که از دو انگشت نوک تیغ دو سر دیده شرک را کور نمود و از بنان ذوالفقار پیکر باب خیبر گشادهسایراز آنرو صبح این روشندلی یافت7در منشاء انشاء این نامه غریب المعانی و باعث تصنیف این نسخه نادر بیانیسایرشبی سامان ده سد ماتم وغم8پایه سریر معانی بر عرش نهادن و گام فکر در عرصه سپهر گشادن در مدح شهسواری که فضای هستی گویی از اقلیم اوستسایرچو این گنج هنر ترتیب دادم9حکایت ناقل این مقاله و شکایت قایل این رساله در بی وفایی یاران ریایی و دلایل بر فضیلت گوشه تنهاییسایردلا برخیز تا کنجی نشینیم10شیر حکمت از پستان خامه گشادن و طفل فسانه را در مهد خیال پرورش دادن در آغاز حکایت عشقبازی و ابتداء روایت نکته سازیسایرنوا پرداز قانون فصاحت11لوح معنی در دامن حکایت نهادن و زبان به درس نکته گشادن در تعریف مکتبی که لعبت خانه چین از او نشانه ایست و حدیث خلدبرین افسانه ایسایردبیر مکتب نادر بیانی12بیان خوابی و اظهار اضطرابی که ناظر را از راز پنهان از بی صبری خبر داده و داغ ناصبوریش بر جگر نهاده و حکایت مفارقت و شکایت مهاجرتسایرچنین گفت آن ادیب نکته پرداز13بی تابی ناظر از شعله جدایی و اضطراب نمودن از داغ بینوایی و خویشتن را بر مشق جنون داشتن و شرح درون خویش بر چهره معلم نگاشتنسایرچو آن زرین قلم از خانه زر14رفتن معلم به در خانه دستور و بیان کردن عشق ناظر نسبت به منظور و مقدمه درد فراق و آغاز حکایت اشتیاقسایرچو طفل روز رفت از مکتب خاک15بیان ظلمت شب دوری و اظهار محنت مهجوری و شرح حال ناظر دور از وصال منظور و صورت احوال او در پایداریسایراسیر درد شبهای جدایی16ناقه خیال در وادی سخن راندن و لعبت نظم را در هودج اندیشه نشاندن در رفتن ناظر از اقلیم وصال و خیمه زدن در سرمنزل رنج و ملالسایرسفر سازنده این طرفه صحرا17یاد نمودن ناظر از بزم آشنایی و ناله کردن از اندوه جدایی و شکایت بخت نامساعد بر زبان آوردن و حکایت طالع نامناسب بیان کردنسایرحدا گوینده این طرفه محمل18در تعریف محیطی که موجش با قوس قزح برابری می کرد و کشتیش به زورق آفتاب سر در نمی آوردسایرگهر پاشی که این گوهر گزین کرد19خبر یافتن منظور از رفتن ناظر و برون آمدن از شهر آشفته خاطر و به کاروان مقصود رسیدن و از نامه ناظر شادمان گردیدنسایرفسون سازی که این افسون نماید20رفتن آن شهسوار شهب تازیانه و شاهباز فلک آشیانه به جست و جوی آن آهوی سر در بیابان محنت نهاده و آن طایر دور از مقام عزت فتادهسایرسوار رخش تاز دشت دعوی21رسیدن آن گل نودمیده چمن رعنایی و سرو تازه رسیده گلشن زیبایی به مرغزاری که پنجه چنارش شاخ بیداد شکستی و آفتاب بلند پایه در سایه بیدش نشستیسایرسمند ره نورد این بیانان22رسیدن رسولان قیصر به زمین بوس شاه مصر کشور و حرف ناامیدی شنیدن و پا از سر بزم خسروی کشیدن و مقدمه جدال و آغاز قتالسایرصف آراینده این طرفه لشکر23نامه جنون ناظر در کشتی و به طوق دیوانگی گردن نهادنسایرسلاسل ساز این فرخنده تحریر24خواب دیدن منظور را و زنجیر پاره ساختن وصیت جنون در بیان مصر انداختنسایرنوا آموز این دلکش ترانه25رسیدن ناظر به کوهی که سنگ و شیشه سپهر را شکستی و پلنگش در کمینگاه گردون نشستیسایرز ره پیمای این صحرای دلگیر26گرمی شعله آفتاب در عالم فتادن و مرغ آبی از غایت گرما منقار از هم گشادن و رفتن شاهزاده از مصر به سبزه زاری که از لطف نسیم او روح مسیحا تازه گشتی و با فیض چشمه سارش خضر از آب زندگانی گذشتیسایربه جست و جوی آن مجنون گمنام27رفتن شاهزاده منظور به شکار و باز را بر کبک انداختن و شام فراق ناظر را به صبح وصال مبدل ساختنسایربرد ره نکته ساز معنی اندیش28آمدن ناظر و منظور به لشگرگاه اقبال و آگاهی شاه جهان پناه از صورت احوال و استقبال ایشان کردن و شرایط اعزاز بجای آوردنسایردلا بر عکس ابنای زمان باش29عروس خیال از حجله اندیشه برون آوردن و او را در نظر ناظران جلوه دادن در تعریف بزمگاه سرور و صفت دامادی منظورسایرعروس نظم را جویای این بکر30نشستن شاهزاده بر تخت شهریاری و بلند آوازه گشتن در خطبه کامکاری و در اختصار قصه کوشیدن و لباس تمامی بر شاهد فسانه پوشیدنسایرچنین از یاری کلک جوانبخت