ناصرخسرو
قصاید
ناصرخسرو / دیوان اشعار / قصاید
فهرست متن
اشعار و آثار
61قصیده شماره ۶۱ - چند گوئی که؟ چو ایام بهار آید...قصیدهچند گوئی که؟ چو ایام بهار آید←62قصیده شماره ۶۲ - در درج سخن بگشای بر پند...قصیدهدر درج سخن بگشای بر پند←63قصیده شماره ۶۳ - آزردن ما زمانه خو دارد...قصیدهآزردن ما زمانه خو دارد←64قصیده شماره ۶۴ - خردمند را می چه گوید خرد؟...قصیدهخردمند را می چه گوید خرد؟←65قصیده شماره ۶۵ - کسی که قصد ز عالم به خواب و خور دارد...قصیدهکسی که قصد ز عالم به خواب و خور دارد←66قصیده شماره ۶۶ - خوب یکی نکته یادم است زاستاد...قصیدهخوب یکی نکته یادم است زاستاد←67قصیده شماره ۶۷ - جان و خرد رونده بر این چرخ اخضرند...قصیدهجان و خرد رونده بر این چرخ اخضرند←68قصیده شماره ۶۸ - بالای هفت چرخ مدور دو گوهرند...قصیدهبالای هفت چرخ مدور دو گوهرند←69قصیده شماره ۶۹ - چند گردی گردم ای خیمه بلند؟...قصیدهچند گردی گردم ای خیمه بلند؟←70قصیده شماره ۷۰ - ای هفت مدبر که بر این پرده سرائید...قصیدهای هفت مدبر که بر این پرده سرائید←71قصیده شماره ۷۱ - ای خواجه جهان حیل بسی داند...قصیدهای خواجه جهان حیل بسی داند←72قصیده شماره ۷۲ - هوشیاران ز خواب بیدارند...قصیدههوشیاران ز خواب بیدارند←73قصیده شماره ۷۳ - مرد چو با خویشتن شمار کند...قصیدهمرد چو با خویشتن شمار کند←74قصیده شماره ۷۴ - صبا باز با گل چه بازار دارد؟...قصیدهصبا باز با گل چه بازار دارد؟←75قصیده شماره ۷۵ - هر که جان خفته را از خواب جهل آوا کند...قصیدههر که جان خفته را از خواب جهل آوا کند←76قصیده شماره ۷۶ - کسی کز راز این دولاب پیروزه خبر دارد...قصیدهکسی کز راز این دولاب پیروزه خبر دارد←77قصیده شماره ۷۷ - چون همی بوده ها بفرساید...قصیدهچون همی بوده ها بفرساید←78قصیده شماره ۷۸ - آمد بهار و نوبت صحرا شد...قصیدهآمد بهار و نوبت صحرا شد←79قصیده شماره ۷۹ - تا مرد خر و کور کر نباشد...قصیدهتا مرد خر و کور کر نباشد←80قصیده شماره ۸۰ - ای شده چاکر آن درگه انبوه بلند...قصیدهای شده چاکر آن درگه انبوه بلند←81قصیده شماره ۸۱ - جز که هشیار حکیمان خبر از کار ندارند...قصیدهجز که هشیار حکیمان خبر از کار ندارند←82قصیده شماره ۸۲ - نندیشم از کسی که به نادانی...قصیدهنندیشم از کسی که به نادانی←83قصیده شماره ۸۳ - مردم سفله به سان گرسنه گربه...قصیدهمردم سفله به سان گرسنه گربه←84قصیده شماره ۸۴ - این دهر باشگونه چو بستیزد...قصیدهاین دهر باشگونه چو بستیزد←85قصیده شماره ۸۵ - چو تنها بوی گربه ات مونس آید...قصیدهچو تنها بوی گربه ات مونس آید←86قصیده شماره ۸۶ - ز بند آز بجز عاقلان نرسته ستند...قصیدهز بند آز بجز عاقلان نرسته ستند←87قصیده شماره ۸۷ - از بهر چه این خر رمه بی بند و فسارند؟...قصیدهاز بهر چه این خر رمه بی بند و فسارند؟←88قصیده شماره ۸۸ - وعده این چرخ همه باد بود...قصیدهوعده این چرخ همه باد بود←89قصیده شماره ۸۹ - فرو مایه چون سیر خورده بباشد...قصیدهفرو مایه چون سیر خورده بباشد←90قصیده شماره ۹۰ - گویمت چگونه شود زنده کو هلاک شود:...قصیدهگویمت چگونه شود زنده کو هلاک شود:←