ناصرخسرو
قصاید
ناصرخسرو / دیوان اشعار / قصاید
فهرست متن
اشعار و آثار
151قصیده شماره ۱۵۱ - به راه دین نبی رفت ازان نمی یاریم...قصیدهبه راه دین نبی رفت ازان نمی یاریم←152قصیده شماره ۱۵۲ - بسی رفتم پس آز اندر این پیروزه گون پشکم...قصیدهبسی رفتم پس آز اندر این پیروزه گون پشکم←153قصیده شماره ۱۵۳ - گر مستمند و با دل غمگینم...قصیدهگر مستمند و با دل غمگینم←154قصیده شماره ۱۵۴ - دل ز افتعال اهل زمانه ملا شدم...قصیدهدل ز افتعال اهل زمانه ملا شدم←155قصیده شماره ۱۵۵ - از بهر چه این کبود طارم...قصیدهاز بهر چه این کبود طارم←156قصیده شماره ۱۵۶ - ای بار خدای و کردگارم...قصیدهای بار خدای و کردگارم←157قصیده شماره ۱۵۷ - ای شسته سر و روی به آب زمزم...قصیدهای شسته سر و روی به آب زمزم←158قصیده شماره ۱۵۸ - ای عجب ار دشمن من خود منم...قصیدهای عجب ار دشمن من خود منم←159قصیده شماره ۱۵۹ - پانزده سال برآمد که به یمگانم...قصیدهپانزده سال برآمد که به یمگانم←160قصیده شماره ۱۶۰ - این چه خلق و چه جهان است، ای کریم؟...قصیدهاین چه خلق و چه جهان است، ای کریم؟←161قصیده شماره ۱۶۱ - از من برمید غمگسارم...قصیدهاز من برمید غمگسارم←162قصیده شماره ۱۶۲ - من چو نادانان بر درد جوانی ننوم...قصیدهمن چو نادانان بر درد جوانی ننوم←163قصیده شماره ۱۶۳ - اگر بر تن خویش سالار و میرم...قصیدهاگر بر تن خویش سالار و میرم←164قصیده شماره ۱۶۴ - گر تو ای چرخ گردان مادرم...قصیدهگر تو ای چرخ گردان مادرم←165قصیده شماره ۱۶۵ - اگر با خرد جفت و اندر خوریم...قصیدهاگر با خرد جفت و اندر خوریم←166قصیده شماره ۱۶۶ - من دگرم یا دگر شده است جهانم...قصیدهمن دگرم یا دگر شده است جهانم←167قصیده شماره ۱۶۷ - از صحبت خلق دل گسستم...قصیدهاز صحبت خلق دل گسستم←168قصیده شماره ۱۶۸ - دوش تا هنگام صبح از وقت شام...قصیدهدوش تا هنگام صبح از وقت شام←169قصیده شماره ۱۶۹ - ای دل و هوش و خرد داده به شیطان رجیم...قصیدهای دل و هوش و خرد داده به شیطان رجیم←170قصیده شماره ۱۷۰ - از دهر جفا پیشه زی که نالم؟...قصیدهاز دهر جفا پیشه زی که نالم؟←171قصیده شماره ۱۷۱ - شاید که حال و کار دگر سان کنم...قصیدهشاید که حال و کار دگر سان کنم←172قصیده شماره ۱۷۲ - عقل چه آورد ز گردون پیام...قصیدهعقل چه آورد ز گردون پیام←173قصیده شماره ۱۷۳ - ای تن تیره اگر شریفی اگر دون...قصیدهای تن تیره اگر شریفی اگر دون←174قصیده شماره ۱۷۴ - ای ستمگر فلک ای خواهر آهرمن...قصیدهای ستمگر فلک ای خواهر آهرمن←175قصیده شماره ۱۷۵ - مر جان مرا روان مسکین...قصیدهمر جان مرا روان مسکین←176قصیده شماره ۱۷۶ - ای شده مشغول به کار جهان...قصیدهای شده مشغول به کار جهان←177قصیده شماره ۱۷۷ - سوار سخن را ضمیر است میدان...قصیدهسوار سخن را ضمیر است میدان←178قصیده شماره ۱۷۸ - بر جستن مراد دل ای مسکین...قصیدهبر جستن مراد دل ای مسکین←179قصیده شماره ۱۷۹ - ز من معزول شد سلطان شیطان...قصیدهز من معزول شد سلطان شیطان←180قصیده شماره ۱۸۰ - حکمتی بشنو به فضل ای مستعین...قصیدهحکمتی بشنو به فضل ای مستعین←