کتابخانهٔ دیجیتال شعر فارسی · دسترسی عمومی
س
ساغرفهرست شاعران و آثار فارسی

خاقانی

قصاید

خاقانی / دیوان اشعار / قصاید

فهرست متن

اشعار و آثار

224 مورد
1شماره ۱ - در یکتاپرستی و ستایش حضرت خاتم الانبیاءسایرجوشن صورت برون کن در صف مردان درآ2شماره ۲ - مطلع دومسایرکار من بالا نمی گیرد در این شیب بلا3شماره ۳ - در پند و اندرز و مدح پیامبر بزرگوارسایرعروس عافیت آنگه قبول کرد مرا4شماره ۴ - در حکمت و موعظه و مدح خاتم الانبیا (ص)سایرسریر فقر تو را سرکشد به تاج رضا5شماره ۵ - در نعت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آلهسایرطفلی هنوز بسته گهواره فنا6شماره ۶ - در پند و اندرز و معراج حضرت ختمی مرتبتسایرای پنج نوبه کوفته در دار ملک لا7شماره ۷ - در مباهات و نکوهش حسودانسایرنیست اقلیم سخن را بهتر از من پادشا8شماره ۸ - در شکایت از حبس و بند و مدح عظیم الروم عز الدوله قیصرسایرفلک کژروتر است از خط ترسا9شماره ۹ - این قصیده را ارتجالا در مدح شروان شاه منوچهر و صفت شکارگاه او و بنای بند باقلانی سروده استقصیدهاز سر زلف تو بوئی سر به مهر آمد به ما10شماره ۱۰ - رشید الدین وطوط در مدح خاقانی قصیده ای مشتمل بر سی و یک بیت سرود و برای او فرستاد که اولش این است «ای سپهر قدر را خورشید و ماه وی سریر فضل را دستور و شاه» «افضل الدین بوالفضایل بحر فضل فیلسوف دین فزای کفرکاه» خاقانی در جواب وی گفته استقصیدهمگر به ساحت گیتی نماند بوی وفا11شماره ۱۱ - در صفت عشق و مدح شیخ الاسلام ناصر الدین ابراهیمسایرعشق بیفشرد پا بر نمط کبریا12شماره ۱۲ - مطلع دومسایرای صفت زلف تو غارت ایمان ما13شماره ۱۳ - مطلع سومسایرنافه آهو شده است ناف زمین از صبا14شماره ۱۴ - مطلع چهارمسایرداد مرا روزگار مالش دست جفا15شماره ۱۵ - در ستایش ابوالمظفر جلال الدین شروان شاهسایرصبح است کمانکش اختران را16شماره ۱۶ - مطلع دومسایرای رای تو صیقل اختران را17شماره ۱۷ - این قصیده را منطق الطیر گویند مطلع اول در وصف صبح و مدح کعبه و مطلع ثانی در وصف بهار و مدح پیامبر بزرگوارقصیدهزد نفس سر به مهر صبح ملمع نقاب18شماره ۱۸ - مطلع دوم (منطق الطیر)سایررخش به هرا بتاخت بر سر صبح آفتاب19شماره ۱۹ - در مدح خاقان اکبر شروان شاه منوچهربن فریدون و بستن سد باقلانی و التزام صبح در هر بیتسایرجبهه زرین نمود چهره صبح از نقاب20شماره ۲۰ - مطلع دومسایرشاهد سرمست من صبح درآمد ز خواب21شماره ۲۱ - مطلع سومسایرصبح دمان دوش خضر بر درم آمد به تاب22شماره ۲۲ - مطلع چهارمسایردوش برون شد ز دلو یوسف زرین نقاب23شماره ۲۳ - سوگند نامه و مدح رضی الدین ابونصر نظام الملک وزیر شروان شاهسایرمرا ز هاتف همت رسد به گوش خطاب24شماره ۲۴ - در تحسر و تالم از مرگ کافی افدین عمربن عثمان عموی خود گویدسایرراه نفسم بسته شد از آه جگر تاب25شماره ۲۵ - در حسب حال و شکایت از استرداد ملکی که بوی داده بودندسایرشاه را تاج ثنا دادم نخواهم بازخواست26شماره ۲۶ - در شکایت از زندانسایرراحت از راه دل چنان برخاست27شماره ۲۷ - در فقر و گوشه نشینی و گله از سفرسایرقلم بخت من شکسته سر است28شماره ۲۸ - در مدح عموی خود کافی الدین شروانیسایرطبع کافی که عسکر هنر است29شماره ۲۹ - در مدح دستور اعظم مختار الدینسایردل صید زلف اوست به خون در نکوتر است30شماره ۳۰ - وله ایضاسایررستم و بهرام را بهم چه مصاف است