خاقانی
قصاید
خاقانی / دیوان اشعار / قصاید
فهرست متن
اشعار و آثار
31شماره ۳۱ - در مدح خواجه همام الدین حاجب و یاد کردن از مرگ منوچهرسایرشهری به فتنه شد که فلانی از آن ماست←32شماره ۳۲ - در مدح صفوه الدین بانوی شروان شاهسایرصبح تا آستین برافشانده است←33شماره ۳۳ - در مدح خاقان کبیر ابوالمظفر اخستان شروان شاه و ملکهسایردل روی مراد از آن ندیده است←34شماره ۳۴ - در مدح صفوه الدین بانوی شروان شاهسایراین پرده کاسمان جلال آستان اوست←35شماره ۳۵ - در بی اعتنایی به دنیاسایرنه به دولت نظری خواهم داشت←36شماره ۳۶ - قصیدهقصیدهتا دل من دل به قناعت نهاد←37شماره ۳۷ - در مرثیه سپهبد کیالواشیرمرثیهعهد عشق نیکوان بدرود باد←38شماره ۳۸ - در رثاء بهاء الدین احمدسایردل ز راحت نشان نخواهد داد←39شماره ۳۹ - در ستایش صفوه الدین بانوی شروان شاه اخستانسایربانوی تاجدار مرا طوقدار کرد←40شماره ۴۰ - قصیدهقصیدههرگز به باغ دهر گیائی وفا نکرد←41شماره ۴۱ - قصیدهقصیدهخسرو بدار ملک جم ایوان تازه کرد←42شماره ۴۲ - در تهنیت ولادت فرزند اخستان شاهسایرصبح چو کام قنینه خنده برآورد←43شماره ۴۳ - تجدید مطلعسایرآن مه نو بین که آفتاب برآورد←44شماره ۴۴ - درباره بیماری خودسایرعارضه تازه بین که رخ به من آورد←45شماره ۴۵ - در ستایش عز الدولهسایردست درافشان چو زی تیغ درفشان آورد←46شماره ۴۶ - در ستایش اتابک اعظم مظفر الدین قزل ارسلان عثمان بن ایلدگزسایرصبح چون زلف شب براندازد←47شماره ۴۷ - مطلع دومسایردل به سودای تو سر اندازد←48شماره ۴۸ - قصیدهقصیدهمنتظری تا ز روزگار چه خیزد←49شماره ۴۹ - قصیدهقصیدهتشنه دل به آب می نرسد←50شماره ۵۰ - در رثاء امام محمد بن یحیی و حادثه حبس سنجر در فتنه غزسایرآن مصر مملکت که تو دیدی خراب شد←51شماره ۵۱ - قصیدهقصیدهخوی فلک بین که چه ناپاک شد←52شماره ۵۲ - در رثاء زوجه خودسایردیر خبر یافتی که یار تو گم شد←53شماره ۵۳ - قصیدهقصیدهای دل به سر مویی آزاد نخواهی شد←54شماره ۵۴ - در ستایش رکن الدین محمد بن عبد الرحمن طغان یزکسایرجام طرب کش که صبح کام برآمد←55شماره ۵۵ - وقتی او را از رفتن به خراسان منع می کردند مشتاقانه این قصیده را سرودقصیدهچه سبب سوی خراسان شدنم نگذارند←56شماره ۵۶ - قصیدهقصیدهلطف ملک العرش به من سایه برافکند←57شماره ۵۷ - قصیدهقصیدهبس بس ای طالع خاقانی چند←58شماره ۵۸ - این قصیده را در جواب امام مجد الدین سروده و به مدح شاه اخستان پایان داده استقصیدهالصبوح ای دل که جان خواهم فشاند←59شماره ۵۹ - در رثاء خانواده خودسایردردا که دل نماند و بر او نام درد ماند←60شماره ۶۰ - در شکایت از روزگارسایربه فلک تخته در ندوخته اند←