خاقانی
قصاید
خاقانی / دیوان اشعار / قصاید
فهرست متن
اشعار و آثار
91شماره ۹۱ - مطلع دومسایرشه اختران زان زر افشان نماید←92شماره ۹۲ - این قصیده را در زمان کودکی در ستایش فخر الدین منوچهر بن فریدون شروان شاه سروده استقصیدهصفتی است حسن او را که به وهم در نیاید←93شماره ۹۳ - در بیان عشق و گوشه نشینی و ستایش عصمه الدین خواهر منوچهرسایراز همه عالم کران خواهم گزید←94شماره ۹۴ - قصیدهقصیدهایام خط فتنه به فرق جهان کشید←95شماره ۹۵ - در رثاء امام ابو عمر و اسعدسایربیدقی مدح شاه می گوید←96شماره ۹۶ - در بیماری فرزند و تاثر از درگذشت وی گویدسایرحاصل عمر چه دارید خبر باز دهید←97شماره ۹۷ - در حکمت و اندرزسایرچشم بر پرده امل منهید←98شماره ۹۸ - این قصیده را در مرثیه فرزند خویش امیر رشید الدین سروده و آن را ترنم المصائب گویندقصیدهصبح گاهی سر خوناب جگر بگشایید←99شماره ۹۹ - مطلع دومسایرای نهان داشتگان موی ز سر بگشایید←100شماره ۱۰۰ - در ستایش ملک ارسلان مظفرسایرچون آه عاشقان شد صبح آتش معنبر←101شماره ۱۰۱ - مطلع دومسایردر آبگون قفس بین طاووس آتشین پر←102شماره ۱۰۲ - مطلع سومسایرای کعبه جهان گرد، وی زمزم رسن در←103شماره ۱۰۳ - مطلع چهارمسایرصحن ارم ندیدی در باغ شاه بنگر←104شماره ۱۰۴ - مطلع پنجمسایرای عندلیب جان ها طاووس بسته زیور←105شماره ۱۰۵ - قصیدهقصیدهدر جهان کس نیست اندوه جهان کس مخور←106شماره ۱۰۶ - در ستایش صفوه الدین بانوی شروان شاهسایرای پرده معظم بانوی روزگار←107شماره ۱۰۷ - در ستایش ملک الوزرا زین الدین دستور عراقسایرصبح ز مشرق چو کرد بیرق روز آشکار←108شماره ۱۰۸ - مطلع دومسایربهر صبوح از درم مست در آمد نگار←109شماره ۱۰۹ - مطلع سومسایرکرد خزان تاختن بر صف خیل بهار←110شماره ۱۱۰ - در ستایش علاء الدین آتسزبن محمد خوارزم شاهسایرهین که به میدان حسن رخش درافکند یار←111شماره ۱۱۱ - مطلع دومسایردست صبا برفروخت مشعله نوبهار←112شماره ۱۱۲ - در پند و اندرز و ستایش رکن الدین مفتی خوی و رکن الدین عالم ری و تاج الدین رازی ابن امین الدینسایرالصبوح الصبوح کامد کار←113شماره ۱۱۳ - مطلع دومسایردیده بانان این کبود حصار←114شماره ۱۱۴ - مطلع سومسایربخ بخ ای بخت و خه خه ای دل دار←115شماره ۱۱۵ - در رثاء امام عز الدین ابوعمر و اسعدسایرکو دلی کانده کسارم بود و بس←116شماره ۱۱۶ - در ستایش ملک الرسا شمس الدین محمودبن علیسایرصدری که قدر کان شکند گوهر سخاش←117شماره ۱۱۷ - این قصیده را مذکوره الاسحار خوانند و در کعبه معظمه انشاد کرده و در وصف مناسک حج و تخلص به مدح ملک الوزرا جمال الدین اصفهانی نموده که تعمیر حرم کرده بود و خواص مکه این قصیده را به زر نوشتندقصیدهصبح حمایل فلکت آهیخت خنجرش←118شماره ۱۱۸ - مطلع دومسایرسر حد بادیه است روان پاش بر سرش←119شماره ۱۱۹ - مطلع سومسایراینک مواقف عرفات است بنگرش←120شماره ۱۲۰ - مطلع چهارمسایرمن صید آنکه کعبه جان هاست منظرش←