خاقانی
رباعیات
خاقانی / دیوان اشعار / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
31رباعی شماره ۳۱ - چه آتش و چه خیانت از روی صفات...رباعیچه آتش و چه خیانت از روی صفات←32رباعی شماره ۳۲ - از فیض خیالت چمن سینه شکفت...رباعیاز فیض خیالت چمن سینه شکفت←33رباعی شماره ۳۳ - گر عهد جوانی چو فلک سرکش نیست...رباعیگر عهد جوانی چو فلک سرکش نیست←34رباعی شماره ۳۴ - زنار خطی عید مسیحا رویت...رباعیزنار خطی عید مسیحا رویت←35رباعی شماره ۳۵ - در غصه مرا جمله جوانی بگذشت...رباعیدر غصه مرا جمله جوانی بگذشت←36رباعی شماره ۳۶ - در ظاهر اگر دست نظر کوتاه است...رباعیدر ظاهر اگر دست نظر کوتاه است←37رباعی شماره ۳۷ - گردون حشمی ز پایه زفعت اوست...رباعیگردون حشمی ز پایه زفعت اوست←38رباعی شماره ۳۸ - مسکین دلم از خلق وفائی می جست...رباعیمسکین دلم از خلق وفائی می جست←39رباعی شماره ۳۹ - از هر نظری بولهبی در پیش است...رباعیاز هر نظری بولهبی در پیش است←40رباعی شماره ۴۰ - مسکین تن شمع از دل ناپاک بسوخت...رباعیمسکین تن شمع از دل ناپاک بسوخت←41رباعی شماره ۴۱ - خاقانی را دل تف از درد بسوخت...رباعیخاقانی را دل تف از درد بسوخت←42رباعی شماره ۴۲ - خاکی دلم ای بت ز نهان بازفرست...رباعیخاکی دلم ای بت ز نهان بازفرست←43رباعی شماره ۴۳ - داغم به دل از دو گوهر نایاب است...رباعیداغم به دل از دو گوهر نایاب است←44رباعی شماره ۴۴ - بر جان من از بار بلا چیست که نیست...رباعیبر جان من از بار بلا چیست که نیست←45رباعی شماره ۴۵ - گر سایه من گران بود در نظرت...رباعیگر سایه من گران بود در نظرت←46رباعی شماره ۴۶ - سلطان ز در قونیه فرمان رانده است...رباعیسلطان ز در قونیه فرمان رانده است←47رباعی شماره ۴۷ - بینی کله شاه که مه قوقه اوست...رباعیبینی کله شاه که مه قوقه اوست←48رباعی شماره ۴۸ - چون سقف تو سایه نکند قاعده چیست...رباعیچون سقف تو سایه نکند قاعده چیست←49رباعی شماره ۴۹ - خاقانی را شکسته دیدی به درست...رباعیخاقانی را شکسته دیدی به درست←50رباعی شماره ۵۰ - نونو دلم از درد کهن ایمن نیست...رباعینونو دلم از درد کهن ایمن نیست←51رباعی شماره ۵۱ - صبح شب برنائی من بوالعجب است...رباعیصبح شب برنائی من بوالعجب است←52رباعی شماره ۵۲ - خاقانی اگر خرد سر ترا یار است...رباعیخاقانی اگر خرد سر ترا یار است←53رباعی شماره ۵۳ - ملاح که بهر ماه من مهد آراست...رباعیملاح که بهر ماه من مهد آراست←54رباعی شماره ۵۴ - تندی کنی و خیره کشیت آئین است...رباعیتندی کنی و خیره کشیت آئین است←55رباعی شماره ۵۵ - آن دل که ز دیده اشک خون راند رفت...رباعیآن دل که ز دیده اشک خون راند رفت←56رباعی شماره ۵۶ - در پیش رخ تو ماه را تاب کجاست...رباعیدر پیش رخ تو ماه را تاب کجاست←57رباعی شماره ۵۷ - مرغی که نوای درد راند عشق است...رباعیمرغی که نوای درد راند عشق است←58رباعی شماره ۵۸ - عشق آمد و عقل رفت و منزل بگذاشت...رباعیعشق آمد و عقل رفت و منزل بگذاشت←59رباعی شماره ۵۹ - با یار سر انداختنم سود نداشت...رباعیبا یار سر انداختنم سود نداشت←60رباعی شماره ۶۰ - از عشق لب تو بیش تیمارم نیست...رباعیاز عشق لب تو بیش تیمارم نیست←