انوری
قصاید
انوری / دیوان اشعار / قصاید
فهرست متن
اشعار و آثار
61قصیده شماره ۶۱ - تقاضای تشریف از مخدومقصیدهای خداوندی که هرکه از طاعتت سربرکشد←62قصیده شماره ۶۲ - در مدح جلال الوزراء احمدبن مخلصقصیدهخیزید که هنگام صبوح دگر آمد←63قصیده شماره ۶۳ - در مدح اکفی الکفات امیر ضیاء الدین احمد عصمیقصیدهخدای جل جلاله ز من چنین داند←64قصیده شماره ۶۴ - در مدح رکن الدین مفتی گفته در وقتی که حکیم با تاج عمزاد نزاع و دعوایی داشته و مایل بوده که آن مرافعه پیش او برند و تاج عمزاد به مفتی دیگر میل داشته استقصیدهدر دین چو اعتصام به حبل متین کنند←65قصیده شماره ۶۵ - در مدح امیر عزالدین طوطی بکقصیدهخراب کرد به یکبار بخل کشور جود←66قصیده شماره ۶۶ - در مدح امیر علاء الدین محمدقصیدههرکرا در دور گردون ذکر مقصد می رود←67قصیده شماره ۶۷ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانیقصیدهطبعم به عرضه کردن دریا و کان رسید←68قصیده شماره ۶۸ - در مدح نظام الملک صدرالدین محمد میراب مروقصیدهشبی گذاشته ام دوش در غم دلبر←69قصیده شماره ۶۹ - در مدح یکی از فرزندان نظام الملک استقصیدهای به رفعت ز آسمان برتر←70قصیده شماره ۷۰ - از زبان اهل خراسان به خاقان سمرقند رکن الدین قلج طمغاج خان پسرخوانده سلطان سنجرقصیدهبه سمرقند اگر بگذری ای باد سحر←71قصیده شماره ۷۱ - در مدح ناصرالدین ابوالفتح طاهرقصیدهمست شبانه بودم افتاده بی خبر←72قصیده شماره ۷۲ - در مدح میرآب مرو صاحب سعید صدر الدین نظام الملکقصیدهنماز شام چو کردم بسیج راه سفر←73قصیده شماره ۷۳ - در صفت بغداد و مدح ملک الامرا قطب الدین مودود شاهقصیدهخوشا نواحی بغداد جای فضل و هنر←74قصیده شماره ۷۴ - در مدح صاحب ناصرالدین نصره الاسلام ابو المناقبقصیدهچو از دوران این نیلی دوایر←75قصیده شماره ۷۵ - در مدح وزیر علاء الدین بوبویهقصیدهچو زیر مرکز چرخ مدور←76قصیده شماره ۷۶ - ای در ضمان عدل تو معمور بحر و بر...قصیدهای در ضمان عدل تو معمور بحر و بر←77قصیده شماره ۷۷ - زهی بقای تو دوران ملک را مفخر...قصیدهزهی بقای تو دوران ملک را مفخر←78قصیده شماره ۷۸ - در مدح مجدالدین ابوالحسن عمرانیقصیدهدی چون بشکست شهنشاه فلک نوبت بار←79قصیده شماره ۷۹ - در مدح امیرکبیر ضیاء الدین مودود احمد عصمیقصیدهدوش از درم درآمد سرمست و بی قرار←80قصیده شماره ۸۰ - در مدح صدرالزمان علاء الدین محمود خراسانیقصیدهباد شبگیری نسیم آورد باز از جویبار←81قصیده شماره ۸۱ - در مدح صاحب سعید جلال الوزرا عمربن مخلصقصیدههندویی کز مژگان کرد مرا لاله قطار←82قصیده شماره ۸۲ - در تهنیت عید و مدح ناصرالدین ابوالفتح طاهرقصیدهدی بامداد عید که بر صدر روزگار←83قصیده شماره ۸۳ - در تعریف عمارت و مدح صاحب ناصرالدین طاهرقصیدهای به خوبی و خرمی چو بهار←84قصیده شماره ۸۴ - در مدح امیر ناصرالدین قتلغ شاهقصیدهشب و شمع و شکر و بوی گل و باد بهار←85قصیده شماره ۸۵ - در مدح سلطان اعظم سنجرقصیدهآب چشمم گشت پر خون زاتش هجران یار←86قصیده شماره ۸۶ - در مدح شمس الدین اغل بیکقصیدهدوش در هجر آن بت عیار←87قصیده شماره ۸۷ - (گویا در ادامه قصیده دی بامداد عید که بر صدر روزگار ...)قصیدهکای کاینات رابه وجود تو افتخار←88قصیده شماره ۸۸ - ای روزگار دولت تو روز روزگار...قصیدهای روزگار دولت تو روز روزگار←89قصیده شماره ۸۹ - در مدح خاقان اعظم پیروزشاه عادلقصیدهحبل متین ملک دو تا کرد روزگار←90قصیده شماره ۹۰ - در مدح امیر اسفهسالار نصرهالدین تاج الملوک ابوالفوارسقصیدهای در نبرد حیدر کرار روزگار←