انوری
مقطعات
انوری / دیوان اشعار / مقطعات
فهرست متن
اشعار و آثار
181شماره ۱۸۱ - طبیبی را ذم کندسایرمقبلی آنکه روز و شب ادبار←182شماره ۱۸۲ - در حکمت و موعظهسایرروز را رایگان ز دست مده←183شماره ۱۸۳ - در هجاسایرگر اندک صلتی بخشد امیرت←184شماره ۱۸۴ - شعر تر و خوب بنده گوید...سایرشعر تر و خوب بنده گوید←185شماره ۱۸۵ - به خدایی که بی شناس مقیم...سایربه خدایی که بی شناس مقیم←186شماره ۱۸۶ - غلام توام چون غلامت نباشد...سایرغلام توام چون غلامت نباشد←187شماره ۱۸۷ - در حبس مجدالدین ابوالحسنسایرمدت عالم به آخر می رسد بی هیچ شک←188شماره ۱۸۸ - دعاگو اسبکی دارد که هر روز...سایردعاگو اسبکی دارد که هر روز←189شماره ۱۸۹ - خداوندا رهی را شاهدی هست...سایرخداوندا رهی را شاهدی هست←190شماره ۱۹۰ - در طلب احسانسایرگفتم چو لطف بار خدایم قبول کرد←191شماره ۱۹۱ - در طلب کاغذ گویدسایرای خداوندی که درمعراج قدر و منزلت←192شماره ۱۹۲ - در علو همت خود گویدسایرمن واین نفس که با قحبه رعنای جهان←193شماره ۱۹۳ - قاضی حمیدالدین از انوری سوئال کندسایراوحدالدین که در سوال و جواب←194شماره ۱۹۴ - انوری در جواب قاضی گویدسایرافتخار جهان حمیدالدین←195شماره ۱۹۵ - سلطان سنجر انوری را به مجلس خود خوانده بود در شکر آن گفتهسایرانوری را خدایگان جهان←196شماره ۱۹۶ - مدح شهاب الدین ابوالفتح کند و اجازه دخول به مجلس او خواهدسایرای آنکه لقب تاش ثاقب تو←197شماره ۱۹۷ - در تقاضای راتبهسایرخداوندا تو می دانی که بنده←198شماره ۱۹۸ - مدح قاضی حمیدالدینسایربا جلال تو ای حمیدالدین←199شماره ۱۹۹ - بسا سخن که مرا بود وان نگفته بماند...سایربسا سخن که مرا بود وان نگفته بماند←200شماره ۲۰۰ - شکایت از دهرسایرجفای گنبد گردان به پایه ای برسید←201شماره ۲۰۱ - مطایبهسایرآن بزرگانی که در خاک خراسان خفته اند←202شماره ۲۰۲ - ایمنی را و تندرستی را...سایرایمنی را و تندرستی را←203شماره ۲۰۳ - در التماس برات انعام گوید که خبر آن بدو رسید و برات نرسیده بودسایرای خداوندی که بر درگاه جاهت بنده وار←204شماره ۲۰۴ - در عارضه خاتون عصمهالدین رضیهالملوکسایرگر خداوند عصمهالدین را←205شماره ۲۰۵ - در هجای بخیلی گفتهسایرممسکی جست مر مرا در بلخ←206شماره ۲۰۶ - در تقصیر ملاقات یاران به یکدیگر گویدسایرکهتر و مهتر و وضیع و شریف←207شماره ۲۰۷ - شراب خواهدسایرسرورا از می سخاوت تو←208شماره ۲۰۸ - لغزسایریکی و پنج و سی وز بیست نیمی←209شماره ۲۰۹ - در مدیحسایرصاحبا دین و ملک بی تو مباد←210شماره ۲۱۰ - دوستی در سمر کتابی داشت...سایردوستی در سمر کتابی داشت←