انوری
مقطعات
انوری / دیوان اشعار / مقطعات
فهرست متن
اشعار و آثار
151شماره ۱۵۱ - اگر عالم سراسر ظلم گیرد...سایراگر عالم سراسر ظلم گیرد←152شماره ۱۵۲ - در عذرسایرتو آن کریمی کز التفات خاطر تو←153شماره ۱۵۳ - در مفارقت دوستیسایربه خدایی که از شب تیره←154شماره ۱۵۴ - در مذمت خزانه دار سلطان گفته و چون با هر گنجی ماریست تعبیر از خزانه دار به حیه کرده استسایرای شاه جهان حیه صندوق خزانت←155شماره ۱۵۵ - در مدح ترکان خاتونسایرطاعت پادشاه وقت به وقت←156شماره ۱۵۶ - خدایگانرا از چشم زخم ملک چه باک...سایرخدایگانرا از چشم زخم ملک چه باک←157شماره ۱۵۷ - شراب خواهدسایرای جهانی پر از مکارم تو←158شماره ۱۵۸ - در عذر تقصیر خدمتسایراگر در خدمتت تقصیر کردم←159شماره ۱۵۹ - در مدح نظام الملک بدرالدوله والدین خاصبک طوطی بن مسعودسایردرخت دولت شاه عجم سر بر فلک دارد←160شماره ۱۶۰ - در شکایت دهرسایرجور یکسر جهان چنان بگرفت←161شماره ۱۶۱ - سید مجدالدین بوطالب نعمه را گویدسایرای زتو بنهاده کلاه منی←162شماره ۱۶۲ - کتاب و کلاهی نزد بزرگی داشت در تقاضای آن گویدسایربه کلاهی بزرگ کرد مرا←163شماره ۱۶۳ - خواجه شمس انوری را پوستینی وعده کرده و در فرستادن آن تاخیر نموده بود این قطعه در تهدید وی گفتهقطعهشمس بی نور و خواجه بی اصل←164شماره ۱۶۴ - در تجدید لقب موئیدالدین مودودشاهسایرای برادر نسل آدم را خدی از روی لطف←165شماره ۱۶۵ - در هجاسایرمیر طغرل بمرد و من گفتم←166شماره ۱۶۶ - به خدایی که کوه و دریا را...سایربه خدایی که کوه و دریا را←167شماره ۱۶۷ - در وعظسایرشادمانی گزین و نیک خویی←168شماره ۱۶۸ - در حق سنقر خاص گویدسایرتابش رای سایه یزدان←169شماره ۱۶۹ - به خدایی که آب حکمت او...سایربه خدایی که آب حکمت او←170شماره ۱۷۰ - به خدایی که درسپهر بلند...سایربه خدایی که درسپهر بلند←171شماره ۱۷۱ - مرکب من که داده شه بود...سایرمرکب من که داده شه بود←172شماره ۱۷۲ - در مدح پیروز شاهسایرآنکه او دست و دلت را سبب روزی کرد←173شماره ۱۷۳ - در نصیحتسایردر جهان با مردمان دانی که چون باید گذاشت←174شماره ۱۷۴ - شبی در حال مستی از بامی درافتاد این قطعه را گفتقطعهگرچه شب سقطه من هر که دید←175شماره ۱۷۵ - در هجوسایرقلتبانی هم به خواهر هم بزن←176شماره ۱۷۶ - مطایبهسایرجهان گر مضطرب شد گو همی شو←177شماره ۱۷۷ - در صفت کسب کمال ومذمت ابناء عصرسایرهر که به ورزیدن کمال نهد روی←178شماره ۱۷۸ - در مدح ملک الشرق علاء الدین محمد امیر کوهسایرامیرالجبال آنکه با جاه جودش←179شماره ۱۷۹ - درشکایت دهرسایرکی بود کین سپهر حادثه زای←180شماره ۱۸۰ - به خدایی که وصف بی چونش...سایربه خدایی که وصف بی چونش←