اوحدی
غزلیات
اوحدی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
211غزل شماره ۲۱۱ - چون گره بر سر آن زلف دو تاه اندازد...غزلچون گره بر سر آن زلف دو تاه اندازد←212غزل شماره ۲۱۲ - دیگر مرا به ضربت شمشیر غم بزد...غزلدیگر مرا به ضربت شمشیر غم بزد←213غزل شماره ۲۱۳ - زلف را تاب دام و خم برزد...غزلزلف را تاب دام و خم برزد←214غزل شماره ۲۱۴ - چو میل او کنم، از من به عشوه بگریزد...غزلچو میل او کنم، از من به عشوه بگریزد←215غزل شماره ۲۱۵ - مرد این ره آن باشد کو به فرق سر خیزد...غزلمرد این ره آن باشد کو به فرق سر خیزد←216غزل شماره ۲۱۶ - اگر جان را حجاب تن ز پیش کار برخیزد...غزلاگر جان را حجاب تن ز پیش کار برخیزد←217غزل شماره ۲۱۷ - فتنه از چرخ و قیامت ز زمین برخیزد...غزلفتنه از چرخ و قیامت ز زمین برخیزد←218غزل شماره ۲۱۸ - تویی که از لب لعلت گلاب می ریزد...غزلتویی که از لب لعلت گلاب می ریزد←219غزل شماره ۲۱۹ - هر سحرم ز هجر تو ناله بر آسمان رسد...غزلهر سحرم ز هجر تو ناله بر آسمان رسد←220غزل شماره ۲۲۰ - جان و دل را بوی وصل آن دل و جان کی رسد؟...غزلجان و دل را بوی وصل آن دل و جان کی رسد؟←221غزل شماره ۲۲۱ - با زلف او مردانگی باد صبا را می رسد...غزلبا زلف او مردانگی باد صبا را می رسد←222غزل شماره ۲۲۲ - حدیث آرزومندی قلم دشوار بنویسد...غزلحدیث آرزومندی قلم دشوار بنویسد←223غزل شماره ۲۲۳ - آنکه دلم برد و جور کرد و جدا شد...غزلآنکه دلم برد و جور کرد و جدا شد←224غزل شماره ۲۲۴ - تا رسم جگرخواری پیش تو روا باشد...غزلتا رسم جگرخواری پیش تو روا باشد←225غزل شماره ۲۲۵ - پرسش خسته ای روا باشد...غزلپرسش خسته ای روا باشد←226غزل شماره ۲۲۶ - دلی که با سر زلف تو آشنا باشد...غزلدلی که با سر زلف تو آشنا باشد←227غزل شماره ۲۲۷ - نمی بینم بت خود را، نمی دانم کجا باشد؟...غزلنمی بینم بت خود را، نمی دانم کجا باشد؟←228غزل شماره ۲۲۸ - تا دلم بر رخ چون ماه تمامت باشد...غزلتا دلم بر رخ چون ماه تمامت باشد←229غزل شماره ۲۲۹ - بهار و بوستان ما سر کوی تو بس باشد...غزلبهار و بوستان ما سر کوی تو بس باشد←230غزل شماره ۲۳۰ - هر که آن قامت و بالای بلندش باشد...غزلهر که آن قامت و بالای بلندش باشد←231غزل شماره ۲۳۱ - بهار و باغ با ترکان گل رخسار خوش باشد...غزلبهار و باغ با ترکان گل رخسار خوش باشد←232غزل شماره ۲۳۲ - مستیم و مستی ما از جام عشق باشد...غزلمستیم و مستی ما از جام عشق باشد←233غزل شماره ۲۳۳ - گدایی را که دل در بند یار محتشم باشد...غزلگدایی را که دل در بند یار محتشم باشد←234غزل شماره ۲۳۴ - روزی که از لب تو بر ما سلام باشد...غزلروزی که از لب تو بر ما سلام باشد←235غزل شماره ۲۳۵ - معشوقه پی وفا نباشد...غزلمعشوقه پی وفا نباشد←236غزل شماره ۲۳۶ - اگر گوش بر دشمنانت نباشد...غزلاگر گوش بر دشمنانت نباشد←237غزل شماره ۲۳۷ - هر که صید او شود با دیگری کارش نباشد...غزلهر که صید او شود با دیگری کارش نباشد←238غزل شماره ۲۳۸ - باید که مال دنیا مسمار دل نباشد...غزلباید که مال دنیا مسمار دل نباشد←239غزل شماره ۲۳۹ - چون قد تو در چمن نباشد...غزلچون قد تو در چمن نباشد←240غزل شماره ۲۴۰ - رنگین تر از رخ تو گل در چمن نباشد...غزلرنگین تر از رخ تو گل در چمن نباشد←