اوحدی
غزلیات
اوحدی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
271غزل شماره ۲۷۱ - زین بیش نباید خفت، ای یار که دزد آمد...غزلزین بیش نباید خفت، ای یار که دزد آمد←272غزل شماره ۲۷۲ - بید بشکفت و گل به بار آمد...غزلبید بشکفت و گل به بار آمد←273غزل شماره ۲۷۳ - سرم در عهد ترسایی شبی مهمان عشق آمد...غزلسرم در عهد ترسایی شبی مهمان عشق آمد←274غزل شماره ۲۷۴ - هزار نامه نوشتم، یکی جواب نیامد...غزلهزار نامه نوشتم، یکی جواب نیامد←275غزل شماره ۲۷۵ - عمری که نه با تست کسش عمر نخواند...غزلعمری که نه با تست کسش عمر نخواند←276غزل شماره ۲۷۶ - هر که او عاشق آن روی بود صبر نداند...غزلهر که او عاشق آن روی بود صبر نداند←277غزل شماره ۲۷۷ - صبا، رمزی بگو از من به دلداری که خود داند...غزلصبا، رمزی بگو از من به دلداری که خود داند←278غزل شماره ۲۷۸ - سر نگردانم ازو، گر به سرم گرداند...غزلسر نگردانم ازو، گر به سرم گرداند←279غزل شماره ۲۷۹ - رخ تو بجز جور و خواری نداند...غزلرخ تو بجز جور و خواری نداند←280غزل شماره ۲۸۰ - کیست کز آن بت بمن خبر برساند؟...غزلکیست کز آن بت بمن خبر برساند؟←281غزل شماره ۲۸۱ - هر که در حلقه زلف تو گرفتار بماند...غزلهر که در حلقه زلف تو گرفتار بماند←282غزل شماره ۲۸۲ - از در ما چو در آمد، اثر ما بنماند...غزلاز در ما چو در آمد، اثر ما بنماند←283غزل شماره ۲۸۳ - چون عشق در آید، قدم سر بنماند...غزلچون عشق در آید، قدم سر بنماند←284غزل شماره ۲۸۴ - خانه خالی شد و در کوی دل اغیار نماند...غزلخانه خالی شد و در کوی دل اغیار نماند←285غزل شماره ۲۸۵ - دلبران جمله غلام لب چون نوش تواند...غزلدلبران جمله غلام لب چون نوش تواند←286غزل شماره ۲۸۶ - نقش لب تو از شکر و پسته بسته اند...غزلنقش لب تو از شکر و پسته بسته اند←287غزل شماره ۲۸۷ - اول فطرت که نقش صورت چین بسته اند...غزلاول فطرت که نقش صورت چین بسته اند←288غزل شماره ۲۸۸ - فرش زمردین به زمین در کشیده اند...غزلفرش زمردین به زمین در کشیده اند←289غزل شماره ۲۸۹ - دشمنان گویی دگر در کار ما کوشیده اند...غزلدشمنان گویی دگر در کار ما کوشیده اند←290غزل شماره ۲۹۰ - باز شادروان گل بر روی خار انداختند...غزلباز شادروان گل بر روی خار انداختند←291غزل شماره ۲۹۱ - یوسف ما را به چاه انداختند...غزلیوسف ما را به چاه انداختند←292غزل شماره ۲۹۲ - دوشم از کوی مغان دست به دست آوردند...غزلدوشم از کوی مغان دست به دست آوردند←293غزل شماره ۲۹۳ - تو آفتابی و خلقت چو سایه بر اثرند...غزلتو آفتابی و خلقت چو سایه بر اثرند←294غزل شماره ۲۹۴ - کی مرا نزد تو همچون دگران بگذارند؟...غزلکی مرا نزد تو همچون دگران بگذارند؟←295غزل شماره ۲۹۵ - آن نه من باشم که چون میرم به تابوتم برند...غزلآن نه من باشم که چون میرم به تابوتم برند←296غزل شماره ۲۹۶ - چون ز بغداد و لب دجله دلم یاد کند...غزلچون ز بغداد و لب دجله دلم یاد کند←297غزل شماره ۲۹۷ - جرعه مده، که وقت شد اشتر من که عف کند...غزلجرعه مده، که وقت شد اشتر من که عف کند←298غزل شماره ۲۹۸ - کرا بر تو فرستم که شرح حال کند؟...غزلکرا بر تو فرستم که شرح حال کند؟←299غزل شماره ۲۹۹ - هر زمان آشفته دل نامم کند...غزلهر زمان آشفته دل نامم کند←300غزل شماره ۳۰۰ - هر نفسی عشق او بی دل و دینم کند...غزلهر نفسی عشق او بی دل و دینم کند←