اوحدی
غزلیات
اوحدی / دیوان اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
181غزل شماره ۱۸۱ - وجود حقیقت نشانی ندارد...غزلوجود حقیقت نشانی ندارد←182غزل شماره ۱۸۲ - بمیرم چشم مستت را که جانم زنده می دارد...غزلبمیرم چشم مستت را که جانم زنده می دارد←183غزل شماره ۱۸۳ - نیشکر آن روز دل ز بند بر آرد...غزلنیشکر آن روز دل ز بند بر آرد←184غزل شماره ۱۸۴ - روی خود بنمود و هوش از ما ببرد...غزلروی خود بنمود و هوش از ما ببرد←185غزل شماره ۱۸۵ - موی فشانم دگر عشق به درها ببرد...غزلموی فشانم دگر عشق به درها ببرد←186غزل شماره ۱۸۶ - طراوت رخت آب سمن تمام ببرد...غزلطراوت رخت آب سمن تمام ببرد←187غزل شماره ۱۸۷ - از عشق تو جان نمی توان برد...غزلاز عشق تو جان نمی توان برد←188غزل شماره ۱۸۸ - دل باز در سودای او افتاد و باری می برد...غزلدل باز در سودای او افتاد و باری می برد←189غزل شماره ۱۸۹ - خاک آن بادیم کو بر آستانت بگذرد...غزلخاک آن بادیم کو بر آستانت بگذرد←190غزل شماره ۱۹۰ - به دشمنان نتوان رفت و این شکایت کرد...غزلبه دشمنان نتوان رفت و این شکایت کرد←191غزل شماره ۱۹۱ - ترکم به خنده چون دهن تنگ باز کرد...غزلترکم به خنده چون دهن تنگ باز کرد←192غزل شماره ۱۹۲ - باد بویی از دو زلفت وام کرد...غزلباد بویی از دو زلفت وام کرد←193غزل شماره ۱۹۳ - هوست معتکف خانه خمارم کرد...غزلهوست معتکف خانه خمارم کرد←194غزل شماره ۱۹۴ - دل ببردی و یکی کار دگر خواهم کرد...غزلدل ببردی و یکی کار دگر خواهم کرد←195غزل شماره ۱۹۵ - وصف روی آن پسر خواهیم کرد...غزلوصف روی آن پسر خواهیم کرد←196غزل شماره ۱۹۶ - چاره سگالیدنم فایده ای چون نکرد...غزلچاره سگالیدنم فایده ای چون نکرد←197غزل شماره ۱۹۷ - جز لبم شرح میان او نکرد...غزلجز لبم شرح میان او نکرد←198غزل شماره ۱۹۸ - دلم جز تو آهنگ یاری نکرد...غزلدلم جز تو آهنگ یاری نکرد←199غزل شماره ۱۹۹ - به یک نظر دل شهری شکاردانی کرد...غزلبه یک نظر دل شهری شکاردانی کرد←200غزل شماره ۲۰۰ - دوش بگذشت و دل از دور تماشایی کرد...غزلدوش بگذشت و دل از دور تماشایی کرد←201غزل شماره ۲۰۱ - ای سنگدل، به حق وفا کز وفا مگرد...غزلای سنگدل، به حق وفا کز وفا مگرد←202غزل شماره ۲۰۲ - عشق بی علت ترنج دوستی بار آورد...غزلعشق بی علت ترنج دوستی بار آورد←203غزل شماره ۲۰۳ - پیری که پریرم ز مناجات بر آورد...غزلپیری که پریرم ز مناجات بر آورد←204غزل شماره ۲۰۴ - هر کس که در محبت او دم برآورد...غزلهر کس که در محبت او دم برآورد←205غزل شماره ۲۰۵ - سوز تو شبی بسازم آورد...غزلسوز تو شبی بسازم آورد←206غزل شماره ۲۰۶ - بی تو دل من دمی قرار نگیرد...غزلبی تو دل من دمی قرار نگیرد←207غزل شماره ۲۰۷ - صفات قلندر نشان برنگیرد...غزلصفات قلندر نشان برنگیرد←208غزل شماره ۲۰۸ - چو دل شد زان او هرگز نمیرد...غزلچو دل شد زان او هرگز نمیرد←209غزل شماره ۲۰۹ - تیر از کمان به من اندازد...غزلتیر از کمان به من اندازد←210غزل شماره ۲۱۰ - رخش، روابود، ار اسب دلبری تازد...غزلرخش، روابود، ار اسب دلبری تازد←