خواجوی کرمانی
غزلیات
خواجوی کرمانی / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
721غزل شماره ۷۲۱ - ای بوستان عارض تو گلستان جان...غزلای بوستان عارض تو گلستان جان←722غزل شماره ۷۲۲ - ای لب و گفتار تو کام دل و قوت جان...غزلای لب و گفتار تو کام دل و قوت جان←723غزل شماره ۷۲۳ - ای چشم می پرستت آشوب چشم بندان...غزلای چشم می پرستت آشوب چشم بندان←724غزل شماره ۷۲۴ - ای می لعل تو کام رندان...غزلای می لعل تو کام رندان←725غزل شماره ۷۲۵ - به من رسید نوید وصال دلداران...غزلبه من رسید نوید وصال دلداران←726غزل شماره ۷۲۶ - چو چشم خفته بگشودی ببستی خواب بیداران...غزلچو چشم خفته بگشودی ببستی خواب بیداران←727غزل شماره ۷۲۷ - ای غمزه جادویت افسونگر بیماران...غزلای غمزه جادویت افسونگر بیماران←728غزل شماره ۷۲۸ - تا چند دم از گل زنی ای باد بهاران...غزلتا چند دم از گل زنی ای باد بهاران←729غزل شماره ۷۲۹ - چه خوش باشد میان لاله زاران...غزلچه خوش باشد میان لاله زاران←730غزل شماره ۷۳۰ - ای نسیم سحری بوی بهارم برسان...غزلای نسیم سحری بوی بهارم برسان←731غزل شماره ۷۳۱ - ای صبا غلغل بلبل بگلستان برسان...غزلای صبا غلغل بلبل بگلستان برسان←732غزل شماره ۷۳۲ - یا رب ز باغ وصل نسیمی بمن رسان...غزلیا رب ز باغ وصل نسیمی بمن رسان←733غزل شماره ۷۳۳ - در تابم از دو هندوی آتش پرستشان...غزلدر تابم از دو هندوی آتش پرستشان←734غزل شماره ۷۳۴ - خوشا چشمی که بیند روی ترکان...غزلخوشا چشمی که بیند روی ترکان←735غزل شماره ۷۳۵ - خوشا صبح و صبوحی با همالان...غزلخوشا صبح و صبوحی با همالان←736غزل شماره ۷۳۶ - ای کفر سر زلف تو غارتگر ایمان...غزلای کفر سر زلف تو غارتگر ایمان←737غزل شماره ۷۳۷ - دلا از جان زبان درکش که جانان...غزلدلا از جان زبان درکش که جانان←738غزل شماره ۷۳۸ - زهی روی تو صبح شب نشینان...غزلزهی روی تو صبح شب نشینان←739غزل شماره ۷۳۹ - ای زلف تو زنجیر دل حلقه ربایان...غزلای زلف تو زنجیر دل حلقه ربایان←740غزل شماره ۷۴۰ - سخن عشق نشاید بر هر کس گفتن...غزلسخن عشق نشاید بر هر کس گفتن←741غزل شماره ۷۴۱ - نه درد عشق می یارم نهفتن...غزلنه درد عشق می یارم نهفتن←742غزل شماره ۷۴۲ - نی نگر با اهل دل هر دم بمعنی در سخن...غزلنی نگر با اهل دل هر دم بمعنی در سخن←743غزل شماره ۷۴۳ - دوش چون از لعل میگون تو می گفتم سخن...غزلدوش چون از لعل میگون تو می گفتم سخن←744غزل شماره ۷۴۴ - هندوی آن کاکل ترکانه می باید شدن...غزلهندوی آن کاکل ترکانه می باید شدن←745غزل شماره ۷۴۵ - بسی خون جگر دارد سر زلف تو در گردن...غزلبسی خون جگر دارد سر زلف تو در گردن←746غزل شماره ۷۴۶ - بر اشکم کهربا آبیست روشن...غزلبر اشکم کهربا آبیست روشن←747غزل شماره ۷۴۷ - ترا که گفت که قصد دل شکسته ما کن...غزلترا که گفت که قصد دل شکسته ما کن←748غزل شماره ۷۴۸ - ای خواجه مرا با می و میخانه رها کن...غزلای خواجه مرا با می و میخانه رها کن←749غزل شماره ۷۴۹ - وقت صبوح شد بشبستان شتاب کن...غزلوقت صبوح شد بشبستان شتاب کن←750غزل شماره ۷۵۰ - ای صبا احوال دل با آن صنم تقریر کن...غزلای صبا احوال دل با آن صنم تقریر کن←