خواجوی کرمانی
غزلیات
خواجوی کرمانی / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
91غزل شماره ۹۱ - هیچ می دانی چرا اشکم ز چشم افتاده است...غزلهیچ می دانی چرا اشکم ز چشم افتاده است←92غزل شماره ۹۲ - گرت چو مورچه گرد شکر برآمده است...غزلگرت چو مورچه گرد شکر برآمده است←93غزل شماره ۹۳ - چو سرچشمه چشم من دیده است...غزلچو سرچشمه چشم من دیده است←94غزل شماره ۹۴ - مسیح روح را مریم حجابست...غزلمسیح روح را مریم حجابست←95غزل شماره ۹۵ - دلا جان در ره جانان حجابست...غزلدلا جان در ره جانان حجابست←96غزل شماره ۹۶ - رخش با آب و آتش در نقابست...غزلرخش با آب و آتش در نقابست←97غزل شماره ۹۷ - یاران همه مخمور و قدح پر می نابست...غزلیاران همه مخمور و قدح پر می نابست←98غزل شماره ۹۸ - هنوزت نرگس اندر عین خوابست...غزلهنوزت نرگس اندر عین خوابست←99غزل شماره ۹۹ - آنزمان مهر تو می جست که پیمان می بست...غزلآنزمان مهر تو می جست که پیمان می بست←100غزل شماره ۱۰۰ - رخسار تو شمع کایناتست...غزلرخسار تو شمع کایناتست←101غزل شماره ۱۰۱ - ما هم از شب سایبان برآفتاب انداختست...غزلما هم از شب سایبان برآفتاب انداختست←102غزل شماره ۱۰۲ - ایکه لبت آب شکر ریختست...غزلایکه لبت آب شکر ریختست←103غزل شماره ۱۰۳ - کارم از دست دل فرو بستست...غزلکارم از دست دل فرو بستست←104غزل شماره ۱۰۴ - خطی کز تیره شب برخور نوشتست...غزلخطی کز تیره شب برخور نوشتست←105غزل شماره ۱۰۵ - جان ما بر آتش و گیسوی جانان تافتست...غزلجان ما بر آتش و گیسوی جانان تافتست←106غزل شماره ۱۰۶ - ایکه زلف سیهت برگل روی آشفتست...غزلایکه زلف سیهت برگل روی آشفتست←107غزل شماره ۱۰۷ - جانم از غم بلب رسیده تست...غزلجانم از غم بلب رسیده تست←108غزل شماره ۱۰۸ - گر حرص زیردست و طمع زیر پای تست...غزلگر حرص زیردست و طمع زیر پای تست←109غزل شماره ۱۰۹ - مگذر ز ما که خاطر ما در قفای تست...غزلمگذر ز ما که خاطر ما در قفای تست←110غزل شماره ۱۱۰ - دلبرا خورشیدتابان ذره ئی از روی تست...غزلدلبرا خورشیدتابان ذره ئی از روی تست←111غزل شماره ۱۱۱ - پیش صاحب نظران ملک سلیمان بادست...غزلپیش صاحب نظران ملک سلیمان بادست←112غزل شماره ۱۱۲ - جانم از باده لعل تو خراب افتادست...غزلجانم از باده لعل تو خراب افتادست←113غزل شماره ۱۱۳ - بسته بند تو از هر دو جهان آزادست...غزلبسته بند تو از هر دو جهان آزادست←114غزل شماره ۱۱۴ - رمضان آمد و شد کار صراحی از دست...غزلرمضان آمد و شد کار صراحی از دست←115غزل شماره ۱۱۵ - بشکست دل تنگ من خسته کزین دست...غزلبشکست دل تنگ من خسته کزین دست←116غزل شماره ۱۱۶ - زلال مشربم از لفظ آبدار خودست...غزلزلال مشربم از لفظ آبدار خودست←117غزل شماره ۱۱۷ - چو طلعت تو مرا منتهای مقصودست...غزلچو طلعت تو مرا منتهای مقصودست←118غزل شماره ۱۱۸ - هر که او دیده مردم کش مستت دیدست...غزلهر که او دیده مردم کش مستت دیدست←119غزل شماره ۱۱۹ - وه که از دست سر زلف سیاهت چه کشیدست...غزلوه که از دست سر زلف سیاهت چه کشیدست←120غزل شماره ۱۲۰ - چو از برگ گلش سنبل دمیدست...غزلچو از برگ گلش سنبل دمیدست←