حافظ
غزلیات
حافظ / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
421غزل شماره ۴۲۱ - در سرای مغان رفته بود و آب زده...غزلدر سرای مغان رفته بود و آب زده←422غزل شماره ۴۲۲ - ای که با سلسله زلف دراز آمده ای...غزلای که با سلسله زلف دراز آمده ای←423غزل شماره ۴۲۳ - دوش رفتم به در میکده خواب آلوده...غزلدوش رفتم به در میکده خواب آلوده←424غزل شماره ۴۲۴ - از من جدا مشو که توام نور دیده ای...غزلاز من جدا مشو که توام نور دیده ای←425غزل شماره ۴۲۵ - دامن کشان همی شد در شرب زرکشیده...غزلدامن کشان همی شد در شرب زرکشیده←426غزل شماره ۴۲۶ - از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه...غزلاز خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه←427غزل شماره ۴۲۷ - چراغ روی تو را شمع گشت پروانه...غزلچراغ روی تو را شمع گشت پروانه←428غزل شماره ۴۲۸ - سحرگاهان که مخمور شبانه...غزلسحرگاهان که مخمور شبانه←429غزل شماره ۴۲۹ - ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می...غزلساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می←430غزل شماره ۴۳۰ - به صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می...غزلبه صوت بلبل و قمری اگر ننوشی می←431غزل شماره ۴۳۱ - لبش می بوسم و در می کشم می...غزللبش می بوسم و در می کشم می←432غزل شماره ۴۳۲ - مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی...غزلمخمور جام عشقم ساقی بده شرابی←433غزل شماره ۴۳۳ - ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی...غزلای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی←434غزل شماره ۴۳۴ - ای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی...غزلای دل مباش یک دم خالی ز عشق و مستی←435غزل شماره ۴۳۵ - با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی...غزلبا مدعی مگویید اسرار عشق و مستی←436غزل شماره ۴۳۶ - آن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی...غزلآن غالیه خط گر سوی ما نامه نوشتی←437غزل شماره ۴۳۷ - ای قصه بهشت ز کویت حکایتی...غزلای قصه بهشت ز کویت حکایتی←438غزل شماره ۴۳۸ - سبت سلمی بصدغیها فوادی...غزلسبت سلمی بصدغیها فوادی←439غزل شماره ۴۳۹ - دیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی...غزلدیدم به خواب دوش که ماهی برآمدی←440غزل شماره ۴۴۰ - سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی...غزلسحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی←441غزل شماره ۴۴۱ - چه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی...غزلچه بودی ار دل آن ماه مهربان بودی←442غزل شماره ۴۴۲ - به جان او که گرم دسترس به جان بودی...غزلبه جان او که گرم دسترس به جان بودی←443غزل شماره ۴۴۳ - چو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری...غزلچو سرو اگر بخرامی دمی به گلزاری←444غزل شماره ۴۴۴ - شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری...غزلشهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری←445غزل شماره ۴۴۵ - تو را که هر چه مراد است در جهان داری...غزلتو را که هر چه مراد است در جهان داری←446غزل شماره ۴۴۶ - صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری...غزلصبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری←447غزل شماره ۴۴۷ - بیا با ما مورز این کینه داری...غزلبیا با ما مورز این کینه داری←448غزل شماره ۴۴۸ - ای که در کوی خرابات مقامی داری...غزلای که در کوی خرابات مقامی داری←449غزل شماره ۴۴۹ - ای که مهجوری عشاق روا می داری...غزلای که مهجوری عشاق روا می داری←450غزل شماره ۴۵۰ - روزگاریست که ما را نگران می داری...غزلروزگاریست که ما را نگران می داری←