عراقی
رباعیات
عراقی / دیوان اشعار / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
31رباعی شماره ۳۱ - با حکم خدایی، که قضایش این است...رباعیبا حکم خدایی، که قضایش این است←32رباعی شماره ۳۲ - هر چند که دل را غم عشق آیین است...رباعیهر چند که دل را غم عشق آیین است←33رباعی شماره ۳۳ - ایزد، که جهان در کنف قدرت اوست...رباعیایزد، که جهان در کنف قدرت اوست←34رباعی شماره ۳۴ - در دور شراب و جام و ساقی همه اوست...رباعیدر دور شراب و جام و ساقی همه اوست←35رباعی شماره ۳۵ - هر چند کباب دل و چشم تر هست...رباعیهر چند کباب دل و چشم تر هست←36رباعی شماره ۳۶ - گردنده فلک دلیر و دیر است که هست...رباعیگردنده فلک دلیر و دیر است که هست←37رباعی شماره ۳۷ - بی آنکه دو دیده بر جمالت نگریست...رباعیبی آنکه دو دیده بر جمالت نگریست←38رباعی شماره ۳۸ - اندر ره عشق دی و کی پیدا نیست...رباعیاندر ره عشق دی و کی پیدا نیست←39رباعی شماره ۳۹ - ای دوست بیا، که بی تو آرامم نیست...رباعیای دوست بیا، که بی تو آرامم نیست←40رباعی شماره ۴۰ - دل سوختگان را خبر از عشق تو نیست...رباعیدل سوختگان را خبر از عشق تو نیست←41رباعی شماره ۴۱ - رخ عرضه کنیم، گوی: این زر سره نیست...رباعیرخ عرضه کنیم، گوی: این زر سره نیست←42رباعی شماره ۴۲ - عشق تو ز عالم هیولانی نیست...رباعیعشق تو ز عالم هیولانی نیست←43رباعی شماره ۴۳ - دیشب دل من خیال تو مهمان داشت...رباعیدیشب دل من خیال تو مهمان داشت←44رباعی شماره ۴۴ - افسوس! که ایام جوانی بگذشت...رباعیافسوس! که ایام جوانی بگذشت←45رباعی شماره ۴۵ - دردا! که دلم خبر ز دلدار نیافت...رباعیدردا! که دلم خبر ز دلدار نیافت←46رباعی شماره ۴۶ - عالم ز لباس شادیم عریان یافت...رباعیعالم ز لباس شادیم عریان یافت←47رباعی شماره ۴۷ - زنجیر سر زلف تو تاب از چه گرفت؟...رباعیزنجیر سر زلف تو تاب از چه گرفت؟←48رباعی شماره ۴۸ - در عشق توام واقعه بسیار افتاد...رباعیدر عشق توام واقعه بسیار افتاد←49رباعی شماره ۴۹ - چون سایه دوست بر زمین می افتد...رباعیچون سایه دوست بر زمین می افتد←50رباعی شماره ۵۰ - غم گرد دل پر هنران می گردد...رباعیغم گرد دل پر هنران می گردد←51رباعی شماره ۵۱ - از بخت به فریادم و از چرخ به درد...رباعیاز بخت به فریادم و از چرخ به درد←52رباعی شماره ۵۲ - گر من روزی ز خدمتت گشتم فرد...رباعیگر من روزی ز خدمتت گشتم فرد←53رباعی شماره ۵۳ - نرگس، که ز سیم بر سر افسر دارد...رباعینرگس، که ز سیم بر سر افسر دارد←54رباعی شماره ۵۴ - حسنت به ازل نظر چو در کارم کرد...رباعیحسنت به ازل نظر چو در کارم کرد←55رباعی شماره ۵۵ - دل در غم تو بسی پریشانی کرد...رباعیدل در غم تو بسی پریشانی کرد←56رباعی شماره ۵۶ - بازم غم عشق یار در کار آورد...رباعیبازم غم عشق یار در کار آورد←57رباعی شماره ۵۷ - دل در طلبت هر دو جهان می بازد...رباعیدل در طلبت هر دو جهان می بازد←58رباعی شماره ۵۸ - آنجا که تویی عقل کجا در تو رسد؟...رباعیآنجا که تویی عقل کجا در تو رسد؟←59رباعی شماره ۵۹ - مسکین دل من! که بی سرانجام بماند...رباعیمسکین دل من! که بی سرانجام بماند←60رباعی شماره ۶۰ - از روز وجودم شفقی بیش نماند...رباعیاز روز وجودم شفقی بیش نماند←