صائب تبریزی
غزلیات
صائب تبریزی / گزیده اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
31غزل شماره ۳۱ - به غم نشاط من خاکسار نزدیک است...غزلبه غم نشاط من خاکسار نزدیک است←32غزل شماره ۳۲ - دیدن روی تو ظلم است و ندیدن مشکل است...غزلدیدن روی تو ظلم است و ندیدن مشکل است←33غزل شماره ۳۳ - مرگ سبکروان طلب، آرمیدن است...غزلمرگ سبکروان طلب، آرمیدن است←34غزل شماره ۳۴ - باد بهار مرهم دلهای خسته است...غزلباد بهار مرهم دلهای خسته است←35غزل شماره ۳۵ - از جوانی داغها بر سینه ما مانده است...غزلاز جوانی داغها بر سینه ما مانده است←36غزل شماره ۳۶ - مهربانی از میان خلق دامن چیده است...غزلمهربانی از میان خلق دامن چیده است←37غزل شماره ۳۷ - زان خرمن گل حاصل ما دامن چیده ست...غزلزان خرمن گل حاصل ما دامن چیده ست←38غزل شماره ۳۸ - موج شراب و موجه آب بقا یکی است...غزلموج شراب و موجه آب بقا یکی است←39غزل شماره ۳۹ - روی کار دیگران و پشت کار من یکی است...غزلروی کار دیگران و پشت کار من یکی است←40غزل شماره ۴۰ - آب خضر و می شبانه یکی است...غزلآب خضر و می شبانه یکی است←41غزل شماره ۴۱ - مدتی شد کز حدیث اهل دل گوشم تهی است...غزلمدتی شد کز حدیث اهل دل گوشم تهی است←42غزل شماره ۴۲ - چون سرو بغیر از کف افسوس، برم نیست...غزلچون سرو بغیر از کف افسوس، برم نیست←43غزل شماره ۴۳ - مبند دل به حیاتی که جاودانی نیست...غزلمبند دل به حیاتی که جاودانی نیست←44غزل شماره ۴۴ - بار غم از دلم می گلرنگ برنداشت...غزلبار غم از دلم می گلرنگ برنداشت←45غزل شماره ۴۵ - کنون که از کمر کوه، موج لاله گذشت...غزلکنون که از کمر کوه، موج لاله گذشت←46غزل شماره ۴۶ - از سر خرده جان سخت دلیرانه گذشت...غزلاز سر خرده جان سخت دلیرانه گذشت←47غزل شماره ۴۷ - تابه فکر خود فتادم، روزگار از دست رفت...غزلتابه فکر خود فتادم، روزگار از دست رفت←48غزل شماره ۴۸ - دنبال دل کمند نگاه کسی مباد...غزلدنبال دل کمند نگاه کسی مباد←49غزل شماره ۴۹ - هر ذره ازو در سر، سودای دگر دارد...غزلهر ذره ازو در سر، سودای دگر دارد←50غزل شماره ۵۰ - خوش آن که از دو جهان گوشه غمی دارد...غزلخوش آن که از دو جهان گوشه غمی دارد←51غزل شماره ۵۱ - آزاده ما برگ سفر هیچ ندارد...غزلآزاده ما برگ سفر هیچ ندارد←52غزل شماره ۵۲ - جویای تو با کعبه گل کار ندارد...غزلجویای تو با کعبه گل کار ندارد←53غزل شماره ۵۳ - از فسون عالم اسباب خوابم می برد...غزلاز فسون عالم اسباب خوابم می برد←54غزل شماره ۵۴ - مکتوب من به خدمت جانان که می برد؟...غزلمکتوب من به خدمت جانان که می برد؟←55غزل شماره ۵۵ - تا به کی درخواب سنگین روزگارم بگذرد...غزلتا به کی درخواب سنگین روزگارم بگذرد←56غزل شماره ۵۶ - چاره دل عقل پر تدبیر نتوانست کرد...غزلچاره دل عقل پر تدبیر نتوانست کرد←57غزل شماره ۵۷ - دل را به زلف پرچین، تسخیر می توان کرد...غزلدل را به زلف پرچین، تسخیر می توان کرد←58غزل شماره ۵۸ - نه پشت پای بر اندیشه می توانم زد...غزلنه پشت پای بر اندیشه می توانم زد←59غزل شماره ۵۹ - جذبه شوق اگر از جانب کنعان نرسد...غزلجذبه شوق اگر از جانب کنعان نرسد←60غزل شماره ۶۰ - گردنکشی به سرو سرافراز می رسد...غزلگردنکشی به سرو سرافراز می رسد←