صائب تبریزی
غزلیات
صائب تبریزی / گزیده اشعار / غزلیات
فهرست متن
اشعار و آثار
121غزل شماره ۱۲۱ - ما نقش دلپذیر ورق های ساده ایم...غزلما نقش دلپذیر ورق های ساده ایم←122غزل شماره ۱۲۲ - ما درین وحشت سرا آتش عنان افتاده ایم...غزلما درین وحشت سرا آتش عنان افتاده ایم←123غزل شماره ۱۲۳ - ما نقل باده را ز لب جام کرده ایم...غزلما نقل باده را ز لب جام کرده ایم←124غزل شماره ۱۲۴ - ما گل به دست خود ز نهالی نچیده ایم...غزلما گل به دست خود ز نهالی نچیده ایم←125غزل شماره ۱۲۵ - ما رخت خود به گوشه عزلت کشیده ایم...غزلما رخت خود به گوشه عزلت کشیده ایم←126غزل شماره ۱۲۶ - ما گر چه در بلندی فطرت یگانه ایم...غزلما گر چه در بلندی فطرت یگانه ایم←127غزل شماره ۱۲۷ - ازباد دستی خود، ما میکشان خرابیم...غزلازباد دستی خود، ما میکشان خرابیم←128غزل شماره ۱۲۸ - ما ز غفلت رهزنان را کاروان پنداشتیم...غزلما ز غفلت رهزنان را کاروان پنداشتیم←129غزل شماره ۱۲۹ - ما اختیار خویش به صهبا گذاشتیم...غزلما اختیار خویش به صهبا گذاشتیم←130غزل شماره ۱۳۰ - ما خنده را به مردم بی غم گذاشتیم...غزلما خنده را به مردم بی غم گذاشتیم←131غزل شماره ۱۳۱ - از یار ز ناسازی اغیار گذشتیم...غزلاز یار ز ناسازی اغیار گذشتیم←132غزل شماره ۱۳۲ - خاکی به لب گور فشاندیم و گذشتیم...غزلخاکی به لب گور فشاندیم و گذشتیم←133غزل شماره ۱۳۳ - ما دستخوش سبحه و زنار نگشتیم...غزلما دستخوش سبحه و زنار نگشتیم←134غزل شماره ۱۳۴ - جز غبار از سفر خاک چه حاصل کردیم؟...غزلجز غبار از سفر خاک چه حاصل کردیم؟←135غزل شماره ۱۳۵ - صبح در خواب عدم بود که بیدار شدیم...غزلصبح در خواب عدم بود که بیدار شدیم←136غزل شماره ۱۳۶ - گر چه از وعده احسان فلک پیر شدیم...غزلگر چه از وعده احسان فلک پیر شدیم←137غزل شماره ۱۳۷ - ما تازه روی چون صدف از دانه خودیم...غزلما تازه روی چون صدف از دانه خودیم←138غزل شماره ۱۳۸ - ما در شکست گوهر یکدانه خودیم...غزلما در شکست گوهر یکدانه خودیم←139غزل شماره ۱۳۹ - چندان که چو خورشید به آفاق دویدیم...غزلچندان که چو خورشید به آفاق دویدیم←140غزل شماره ۱۴۰ - چشم امید به مژگان تر خود داریم...غزلچشم امید به مژگان تر خود داریم←141غزل شماره ۱۴۱ - ما گرانی از دل صحرای امکان می بریم...غزلما گرانی از دل صحرای امکان می بریم←142غزل شماره ۱۴۲ - ما درد را به ذوق می ناب می کشیم...غزلما درد را به ذوق می ناب می کشیم←143غزل شماره ۱۴۳ - ما چو صبح از راست گفتاری علم در عالمیم...غزلما چو صبح از راست گفتاری علم در عالمیم←144غزل شماره ۱۴۴ - گردباد دامن صحرای بی سامانیم...غزلگردباد دامن صحرای بی سامانیم←145غزل شماره ۱۴۵ - اشک است، درین مزرعه، تخمی که فشانیم...غزلاشک است، درین مزرعه، تخمی که فشانیم←146غزل شماره ۱۴۶ - بده می که بر قلب گردون زنیم!...غزلبده می که بر قلب گردون زنیم!←147غزل شماره ۱۴۷ - ما کنج دل به روضه رضوان نمی دهیم...غزلما کنج دل به روضه رضوان نمی دهیم←148غزل شماره ۱۴۸ - تا از خودی خود نبریدند عزیزان...غزلتا از خودی خود نبریدند عزیزان←149غزل شماره ۱۴۹ - موج دریا را نباشد اختیار خویشتن...غزلموج دریا را نباشد اختیار خویشتن←150غزل شماره ۱۵۰ - توبه از می به چه تدبیر توانم کردن؟...غزلتوبه از می به چه تدبیر توانم کردن؟←