ابوسعید ابوالخیر
رباعیات
ابوسعید ابوالخیر / رباعیات
فهرست متن
اشعار و آثار
391رباعی شماره ۳۹۱ - تا شیر بدم شکار من بود پلنگ...رباعیتا شیر بدم شکار من بود پلنگ←392رباعی شماره ۳۹۲ - در عشق تو ای نگار پر کینه و جنگ...رباعیدر عشق تو ای نگار پر کینه و جنگ←393رباعی شماره ۳۹۳ - دستی که زدی به ناز در زلف تو چنگ...رباعیدستی که زدی به ناز در زلف تو چنگ←394رباعی شماره ۳۹۴ - پرسید کسی منزل آن مهر گسل...رباعیپرسید کسی منزل آن مهر گسل←395رباعی شماره ۳۹۵ - درماند کسی که بست در خوبان دل...رباعیدرماند کسی که بست در خوبان دل←396رباعی شماره ۳۹۶ - شیدای ترا روح مقدس منزل...رباعیشیدای ترا روح مقدس منزل←397رباعی شماره ۳۹۷ - ای عهد تو عهد دوستان سر پل...رباعیای عهد تو عهد دوستان سر پل←398رباعی شماره ۳۹۸ - در باغ کجا روم که نالد بلبل...رباعیدر باغ کجا روم که نالد بلبل←399رباعی شماره ۳۹۹ - هر نعت که از قبیل خیرست و کمال...رباعیهر نعت که از قبیل خیرست و کمال←400رباعی شماره ۴۰۰ - ای چارده ساله مه که در حسن و جمال...رباعیای چارده ساله مه که در حسن و جمال←401رباعی شماره ۴۰۱ - می رست زدشت خاوران لاله آل...رباعیمی رست زدشت خاوران لاله آل←402رباعی شماره ۴۰۲ - یا رب به علی بن ابی طالب و آل...رباعییا رب به علی بن ابی طالب و آل←403رباعی شماره ۴۰۳ - گر با غم عشق سازگار آید دل...رباعیگر با غم عشق سازگار آید دل←404رباعی شماره ۴۰۴ - هر جا که وجود کرده سیرست ای دل...رباعیهر جا که وجود کرده سیرست ای دل←405رباعی شماره ۴۰۵ - چندت گفتم که دیده بردوز ای دل...رباعیچندت گفتم که دیده بردوز ای دل←406رباعی شماره ۴۰۶ - در عشق چه به ز بردباری ای دل...رباعیدر عشق چه به ز بردباری ای دل←407رباعی شماره ۴۰۷ - با خود در وصل تو گشودن مشکل...رباعیبا خود در وصل تو گشودن مشکل←408رباعی شماره ۴۰۸ - با اهل زمانه آشنایی مشکل...رباعیبا اهل زمانه آشنایی مشکل←409رباعی شماره ۴۰۹ - بر لوح عدم لوایح نور قدم...رباعیبر لوح عدم لوایح نور قدم←410رباعی شماره ۴۱۰ - گر پاره کنی مرا ز سر تا به قدم...رباعیگر پاره کنی مرا ز سر تا به قدم←411رباعی شماره ۴۱۱ - من دانگی و نیم داشتم حبه کم...رباعیمن دانگی و نیم داشتم حبه کم←412رباعی شماره ۴۱۲ - از گردش افلاک و نفاق انجم...رباعیاز گردش افلاک و نفاق انجم←413رباعی شماره ۴۱۳ - هم در ره معرفت بسی تاخته ام...رباعیهم در ره معرفت بسی تاخته ام←414رباعی شماره ۴۱۴ - حک کردنی است آنچه بنگاشته ام...رباعیحک کردنی است آنچه بنگاشته ام←415رباعی شماره ۴۱۵ - بستم دم مار و دم عقرب بستم...رباعیبستم دم مار و دم عقرب بستم←416رباعی شماره ۴۱۶ - گر من گنه جمله جهان کردستم...رباعیگر من گنه جمله جهان کردستم←417رباعی شماره ۴۱۷ - تب را شبخون زدم در آتش کشتم...رباعیتب را شبخون زدم در آتش کشتم←418رباعی شماره ۴۱۸ - دیریست که تیر فقر را آماجم...رباعیدیریست که تیر فقر را آماجم←419رباعی شماره ۴۱۹ - رنجورم و در دل از تو دارم صد غم...رباعیرنجورم و در دل از تو دارم صد غم←420رباعی شماره ۴۲۰ - هر چند به صورت از تو دور افتادم...رباعیهر چند به صورت از تو دور افتادم←